«کودک» و «نوجوان»

مفهوم «کودک» و «نوجوان»
بحث از «کودک» و «نوجوان» بحثی تازه نیست، «کودکان» و «نوجوانان» سرمایه هر جامعه ای اند و آن ها هستند که آینده جامعه را می سازند و در واقع باید ، آینده جامعه را در سیمای «کودکان» و «نوجوانان» آن جامعه جستجو کرد. شاید تعریف و بیان مفهوم «کودک» و «نوجوان» کمی خنده آور به نظر آید، چون ممکن است تصوّر شود که معنای «کودک» و «نوجوان» از بدهیّات است، امّا علمای حقوق و ...

شاید تعریف و بیان مفهوم «کودک» کمی خنده آور به نظر آید، چون ممکن است تصوّر شود که معنای «کودک» از بدهیّات است، امّا علمای حقوق و فقهاء به جهت تأثیرات خاصّی که دورة کودکی در حقوق و تکالیف دارد اقدام به تعریف «کودک» نموده اند. در اکثر مواقع هم، زمانی که سخن از شناخت «کودک» به میان می آید هر فردی وی را از دیدگاه خود می نگرد و او را در دیدگاه خوش بینانه با دوران کودکی خود و حتی گاهی با خود بزرگسالیش مقایسه می کند و بر اساس آن در مورد بایدها و نبایدهای زندگیش نتیجه می گیرد؛ اما ما باید بدانیم که «کودکان» مینیاتور یا کوچک شده ی بزرگسالان نیستند، بلکه افرادی هستند یگانه، مستقل و بی مانند که نیازها، امیال و استعدادهای خاصّ خود را دارند و هر کدام از آن ها جدا از این که فردی یگانه نسبت به بزرگسالان هستند، در مقایسه با سایر «کودکان» شخصیتی منحصر به فرد دارند؛ چرا که آن ها مراحل رشد و تحوّل خود را به گونه ای متمایز از سایر «کودکان» سپری می کنند و در محیطی متفاوت و با علایقی مجزا رشد می کنند. بحث از «کودکان» بحثی تازه نیست، کودکان سرمایه هر جامعه ای اند و آن ها هستند که آینده جامعه را می سازند و در واقع باید، آینده جامعه را در سیمای کودکان آن جامعه جستجو کرد، امّا این که تعریف کودک به درستی چیست؟ بیان این موضوع، بستگی به تعاریف فلسفی‌ای دارد که در علوم مختلف به آن پرداخته می‌شود. آن گونه که در ماده ۱ کنوانسیون ۱۹۸۹ حقوق کودک سازمان ملل متحد اشاره شده است: «کودک به هر انسانی که زیر هجده سال تمام باشد گفته می‌شود؛ مگر این که مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد.» البته در ایران در خصوص سن کودک مطلب صریحی عنوان نشده و تنها به کودک ممیز و رشید اشاراتی شده است. از نظر عرف دوره کودکی پس از نوزادی شروع و تا رسیدن به سن قانونی ادامه می یابد. حدّ فاصل میان نوزادی و نوجوانی را عرف عام دوره ای کودکی می گویند. علماء حقوق ذیل کلمه صغیر می گویند: پسر و دختری که به بلوغ شرعی نرسیده است از محجورین است، به محض رسیدن به بلوغ حجر او محو می شود، بدون این که احتیاج به صدور حکم از سوی حاکم شرع باشد، اگر پیش از بلوغ به حدی رسد که دارای تمیز باشد او را صغیر ممیز گویند.[1] هم چنین ذیل واژة بلوغ می نویسند: سن بلوغ و رشد با پیدایش یکی از پنج وضعیت برای طفل حاصل می شود که عبارت از روئیدن موی در بعض قسمت های بدن، (در صورت، زیر بغل و اطراف آلت)، احتلام در پسران، حیض در دختران، رسیدن به سن 9 سال تمام در دختران و 15 سال تمام در پسران، و استعداد بارور شدن دختران خواهد بود. [2] اگر این ویژگی ها در کسی به منصة ظهور و مشاهده نرسد، «کودک» است و الا نوجوان یا جوان خواهد بود. و نیز گفته شده که صغار جمع صغیر است و در اصطلاح «صغیر» به کسی گفته می شود که از نظر سن به نمو جسمانی و روحی لازم برای زندگانی اجتماعی نرسیده باشد.[3] فقها هم در بخش های وسیع از فقه به تناسب بحث، به تعریف «کودک» پرداخته اند. حضرت امام(ره) در تحریر می فرماید: «الصغیر و هو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله» «کودک» کسی است که به حدّ بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرّفات در اموال خود ممنوع خواهد بود و در ادامه می افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرّفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.[4] چنین شخصی از نظر فقها «کودک» تلقی می گردد. دکتر وهبة الزحیلی در «الفقه الاسلامی و ادلته» می نویسد: «الصغر: طور به کل إنسان، یبدأ من حین الولاده الی البلوغ» کودکی دوره ای است که به هر انسانی خواهد گذشت، آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. و در ادامه می گوید: علما حنفی و مالکی گفته اند: صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی است که هفت سال تمام را سپری نکرده است و ممیز به کسی گویند: که هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(ص) فرموده است: وقتی فرزندان تان به هفت سالگی رسیدند، آنان را به نماز عادت دهید.[5] بنابراین مقطعی از عمر انسان به دورة کودکی اختصاص دارد، هر چند که از لحاظ عرفی، حقوقی و فقهی، مرز دقیقی برای آن تعیین نشده است. چون اوضاع شرایط محیطی، وراثتی و تغذیه در آن مؤثر است. اما با پیدایش یکی از حالات فوق انسان از وضعیت کودکی خارج و به دوره ای نوجوانی و جوانی وصل می گردد.

نوجوان
کودک به هر انسانی که زیر هجده سال تمام باشد گفته می‌شود؛ مگر این که مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کمتری برای رشد او مقرر شده باشد. دوران نوجوانی که بلوغ در آن اتفاق می‌افتد، دوران گذار است از کودکی به بزرگسالی، بنابراین محدود به تغییرات فیزیولوژیک و بدنی نیست و نقش اجتماعی، وظایف و مسئولیت‌های فرد نیز دستخوش تغییرات وسیع می‌شود. بلوغ، زمانی شروع می‌شود که بخشی از مغز به نام هیپوتالاموس به غده هیپوفیز و به غدد جنسی پیام می‌دهد تا شروع به تولید هورمون‌هایی کنند که باعث تغییرات وسیع فیزیولوژیک و ظاهری می‌شود و فرد قابلیت تولید مثل پیدا می‌کند. در صد سال اخیر با بهبود تغذیه و بهداشت نه فقط سن بلوغ در تقریبا جوامع دنیا کاهش یافته، سنی که فرد نه از نظر قانونی بلکه واقعا تمام مسئولیت‌های یک بزرگسال را به عهده می‌گیرد هم به تعویق افتاده است. محققان استدلال می‌کنند که رشد و تکامل مغز بعد از ۲۰سالگی متوقف نمی‌شود و چند سال دیگر ادامه پیدا می‌کند و مغز سریع‌تر و موثرتر کار می‌کند. علاوه بر این در برخی افراد تا ۲۵ سالگی دندان عقل در نمی‌آید.[6]

کودکان افسانه‌ها می‌آورند

درج در افسانه‌شان بس سرّ و پند[7]

هدایت و تربیت دینی از آموزه‌های فرازین و بنیادین در آیات وحیانی و روایات ولایی است که همۀ آدمیان را در خطاب آورده است؛ اما کودکان و نوجوانان، در این خطاب، اهمیت ویژه یافته اند؛ چرا که آنان به فطرت پاک الاهی–انسانی نزدیک تر و از آن برخوردارترند. از سوی دیگر نیز نقش پذیری و تأثیرپذیری کودکان و نوجوانان دارای دو ویژگی شتاب ناکی و ماندگاری است و همین امر موجب می شود که اوّلیت و اولویت هدایت و تربیت دینیِ آنان را در پی داشته باشد و فرایند آن را با ظرافت های ذوقمندانه و لطافت های سزامندانه و آگاهی های کارشناسانه همراه سازد. برای آشنایی با دیگر مهارت‌های موردنیازتان می‌توانید با یک کلیک روی هرکدام به آن دسترسی داشته باشید:

  1. کلاسداری
  2. اسباب‌بازی
  3. جدول قرآنی
  4. پوشش مربّی
  5. قصه‌های قرآن
  6. مهارت «پایان»
  7. مهارت «بازی»
  8. مهارت «شروع»
  9. مخاطب شناسی
  10. پرسش استاندارد
  11. مهارت «تدریس»
  12. مهارت «نویسندگی»
  13. مهارت‌ «قصّه‌گویی»
  14. مهارت «شعرخوانی»
  15. شیوه «تنظیم محتوا»
  16. مهارت «تابلونویسی»
  17. مهارت «رنگ آمیزی»
  18. مهارت «فرزندپروری»
  19. مهارت آموزش «مفاهیم قرآنی»

منابع:

  1. کلاسداری
  2. فتحی آذر اسكندر: روش‌ها و فنون تدریس انتشارات دانشگاه تبریز، ۱۳۸۲
  3. جویس، بروس وویل، مارشا: الگوهای جدید تدریس، ترجمه بهرنگی، محمدرضا، نشر تابان، ۱۳۷۶
  4. قورچیان، نادر قلی: جزئیات روش تدریس، نشر دفتر همکاری‌های علمی بین‌المللی آموزش‌وپرورش، ۱۳۷۹

 

پی نوشت:

  1. محمد جعفر لنگرودی، مبسوط در ترمینولوژی حقوق،ص 2352، ج 3، چاپ دوم 1381، نشر گنج دانش.
  2. همان، ج 2، ص 882.
  3. حبیب الله طاهری، حقوق مدنی، ص 124؛ ج 1، چاپ دوم 1376، دفتر انتشارات اسلامی قم.
  4. امام خمینی(ره)، تحریرالوسیله، الجزءالثانی، ص12، القول فی الصغر، چ3، 1408ه.ق، مؤسسه اسماعلیان قم.
  5. الدکتور وهبه الزحیلی، الفقه الاسلامیه و ادلته، ص 4467 ج 6، الطبعه الرابعه 1418 ه0ق-1997م دارالفکر بدمشق.
  6. نشریه سلامت کودکان و نوجوانان لنست The Lancet از معتبرترین و مشهورترین هفته‌نامه‌های پزشکی
  7. مولوی » مثنوی معنوی » دفتر سوم بخش ۱۱۸ » قصّه اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان