نور چشم پیامبر (ص)

نور چشم پیامبر (ص)
پیامبر (ص)، امام حسين (ع) را در دامان خود نشاند. او را نوازش کرد و خندید. از پيامبر (ص) پرسيده شد: ای رسول خدا، چقدر این كودك را دوست داری و با ديدار او شاد می‌شوی؟ پيامبر (ص) فرمود: «چرا با ديدار او شاد نگردم؟ او ميوه قلب و نور چشم من است. همانا از شهادت او گرمايی در قلب مؤمنان ايجاد می‌شود كه هرگز به سردی نخواهد گراييد. پس از شهادتش مزارش زيارتگاه می‌شود. هر كس او را زيارت كند، خداوند ثواب يكی از حجّ های مستحب من را، برای او می‌نویسد.» مقام امام حسین (ع) زمان و مكان نمی‌شناسد. قبر امام حسین (ع) در کربلا، درى از درهاى بهشت و مکانی از مکان هاى بهشتی است. در تربتش شفا است. دعا زیر قبه اش مستجاب است. ائمه بعد از او همه از اولاد آن حضرت (ع) هستند

درس:

نور چشم پیامبر (ص)

موضوع:

     مناسبت‌ها

هدف كلی:

     دانش‌آموزان در این درس با برخی از فضایل‌ و سیره امام حسين (ع) به مناسبت شهادت امام (ع) آشنا می‌شوند.

اهداف جزئی:

   دانش‌آموزان در این درس با موارد زیر آشنا می‌شوند.

  1. سفارش امام حسين (ع) درباره نماز
  2. شهادت امام حسین (ع) در 10 محرّم
  3. برخی از فضیلت‌های امام حسین (ع)
  4. انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ، در باره گفتگو با خدا ‌
  5. آیا امام حسین (ع) در کربلاء پیروز شد؟
  6. محبوب‏ترین و دوست‌داشتنی‌ترین كارها  نزد خداوند.

رسانه‌های آموزشی:

۱. تابلو، ۲. كارت و ۳. ... 

روش‌های مناسب تدریس:

۱. توضیحی  ۲. فعّال (داستان، كارت و ...)

هدف رفتاری (خروجی):

   انتظار می‌رود دانش‌آموزان در پایان درس بتوانند برخی از فضیلت‌های امام حسین (ع) را در باره نماز بازگو نمایند.

بچه‌های خوب سلام

بار الها دوست می‌دارم تو را

ای تو با جان‌ودل من آشنا

ای خدای بی‌شریک و بی‌قرین

در میان دوستانم بهترین

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً مابَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

با یک سؤال[1] برنامه را شروع می‌کنم: به نظر شما: آیا امام حسین (ع) در کربلاء پیروز شد؟ آفرین پیروز شد. چرا که بعد از گذشت بیش از ۱۴۴۰ سال، ما الآن با ستمگران دوست نیستیم و بر امام حسین (ع) ویارانش درود می‌فرستیم. هرچند که در ظاهر امام حسین (ع) ویارانش همه شهید شدند اما درواقع به هدفشان رسیدند. روزی پيامبر (ص)، امام حسين (ع) را در دامان خود نشانده بود و او را نوازش می‌کرد و می‌خنداند. از پيامبر (ص) پرسيده شد: اي رسول خدا، چقدر اين كودك را دوست داری و با ديدار او شاد می‌شوی؟ پيامبر (ص) پاسخ فرمود: «چرا با ديدار او شاد نگردم؟ بااینکه او ميوه قلب و نور چشم من است.» آنگاه پيامبر (ص) می‌فرماید: «پس از شهادت امام حسین (ع) مزار او زيارتگاه می‌شود. هر كس او را زيارت كند، ثواب يكي از حجّ های مستحب من را، خداوند برای او می‌نویسد.» پیامبر (ص) فرمود: حسين از من است و من از حسين هستم. [2] مقام امام حسین (ع) زمان و مكان نمی‌شناسد. پیامبر (ص) فرمود: همانا از شهادت امام حسين (ع) گرمايي در قلب مؤمنان ايجاد می‌شود كه هرگز به سردی نخواهد گراييد.[3] اين حرارت، عشق سوزانی است كه مؤمنان را از عاشورا به شناخت دین می‌رساند و در سرمای قطبی روزگاران عصر حاضر، دل‌های باورمند را، گرمی اميد می‌بخشد. برای رسیدن به شناخت دین، برگزاری مراسم سوگواری و شرکت در عزاداری بر آن حضرت (ع) است. در عزاداری يادآوری مصیبت هایی كه بر امام حسين (ع) و اصحابش وارد شد، بیان می‌شود. امام‌های ما (ع) از شاعران برای سرودن شعر در رثای حضرت (ع) دعوت می‌کردند، برخورد متفاوت با ماه مُحرّم و بيان فضايل حضرت (ع)، حضور در مزار امام حسين (ع) و شهدای كربلاء و ترغيب به زيارت و ... ازجمله روش‌های ائمه (ع) در تجليل از نهضت عاشورا و تعظيم شخصيت جاودانه خامس آل عبا بوده است. «عزاداری» از کارهایی است که مورد توجّه اهل بیت (ع) هم هست. سیره و روش بزرگان دین هم بر این روش بوده که به انجام این کار اهمیت بیشتر می‌دادند و سفارش فراوانی به ادامه این راه داشتند. تجليل از عاشورا، آشنایی باشخصیت جاودانه امام حسين (ع) و روش زندگیشان است، مانند آنچه در ماجرایی که می گویم، است:

امام حسین (ع) در ظهر عاشورا، اعلام کرد: می‌خواهیم نماز بخوانیم. امام (ع) به نماز ایستاد وعده‌ای نیز پشت سر ایشان اقتدا کردند، اما دشمن که بویی از انسانیت نبرده بود نقشه کشید تا در نماز، امام (ع) را تیرباران کند. سعید بن عبدالله جلوی امام (ع) ایستاد و هر تیری که به سمت امام (ع) می‌آمد با جان‌ودل خود را سپر آن تیر می‌کرد. او آن‌قدر تیر خورد تا در پایان نماز، از پای افتاد. امام حسین (ع) سر او را بر زانو گرفت و برایش دعا کرد. حالا به سؤال‌های من جواب دهید؛

  • چه کسی مؤذّن ظهر عاشورا بود؟ آفرین. حَجَّاج‏ (حَجَّاجِ‏ بْنِ‏ مَسْرُوقٍ‏ الْجُعْفِی)
  • در ظهر عاشورا چه کسی وقت نماز را به یاد امام حسین (ع) آورد؟ بله! ابو ثُمامِه صائدى
  • آیا می‌شود کسی نماز نخواند، ولی دوست داشته باشد یار امام حسین (ع) شود؟ می‌دانم که جوابتان منفی است. هر کس دوست دارد مانند یاران امام حسین (ع) شود، نماز را ... .  حالا به این حدیث که در روی کارت آمده، آن را باهم بخوانید:
انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ

ترجمه آن را چه کسی می داند؟ بله! به این کارت:

من نماز را دوست دارم.

توجه کنید و با هم بخوانید.

این حدیث از کدام امام است؟ آفرین! امام حسین (ع). همان امام‌حسینی که تمام سخنرانی هایش بعد از نماز بود. برای نماز شب عاشورا مهلت گرفت. عصر تاسوعا دشمن خواست حمله کند حضرت (ع) شب عاشورا را مهلت گرفت و فرمود: انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ من نماز را دوست دارم. (اللهوف، ص‏89) حضرت هیچ تقاضایی از دشمن ندارد جز تأخیر برای نماز با اینکه هیچ ترس ووحشت وهراسی هم از دشمن ندارد. همان امام‌حسینی که شما برایش عزاداری می‌کنید و سینه می‌زنید همان امام‌حسینی که به نماز عشق می‌ورزید. این حدیث انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ از کلمات و جملات ناب سیدالشهدا‌ (ع) در رزمگاه خونین کربلا است که اوج دلدادگی و بندگی و انس آن حضرت (ع) را به نماز و ارتباط با خالق هستی است.

آن کشته راه دین‏
غرقه خون روی زمین‏
 سر می ‏دهد این ندا

انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ (۲)
 آن ماه بی ‏قرینه‏
آب آور سکینه‏
 سر می ‏دهد این ندا

انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ (۲)
 آن سید شهیدان‏
کشته تیغ عدوان‏
 سر می ‏دهد این ندا

انّی أُحِبُّ الصَّلَاةَ (۲)

استاد عباس براتی‏ پور

امام حسین (ع) چون دید مردم از نماز واقعی فاصله گرفته‌اند قیام کرد و با خونش خود و یارانش اسلام را یاری کرد تا ما هم که از یاران امام حسین (ع) هستیم به نماز عشق بورزیم. حالا با هم سراغ جدول می رویم. ابتدا به 10 سوال پاسخ دهید. بعد حرف جواب پرسش ها را به ترتیب شماره در جدول بنویسید. آنگاه یک ستون عمودی در جدول پیدا کنید که در 10 خانه آن حرفی باشد. با حروف آن ستون عمودی، 3 کلمه مناسب بسازید و در این جمله ایی که روی تابلو نوشته ام:

§ « ....  ..... ..... » §

§ «دوست‌داشتنی‌ترین كارها» §

§ «نزد خداوند است.» §

قرار دهید تا بتوانید پیام جدول را کامل کنید. هر کس در مهلتی که دارد پیام جدول زودتر به دست آورد و جمله را کامل کند، برنده است. شروع می کنیم:

  • ۱ ـ نام سالار شهیدان که برای زنده کردن دین جنگید، چه بود؟
  • ۲ ـ نام جدّ امام حسین (ع) که با علاقه شدید او را در آغوش می‌گرفت، چه بود؟
  • ۳ ـ نام مادر امام حسین (ع) که فدای ولایت شد و فرزندانش یا شهید شدند یا اسیر، چه بود؟
  • ۴ ـ امام حسین (ع) در هنگام حمله دشمن به خیمه‌ها چه فرمود؟ اگر دین ندارید لااقل ... باشید.

  • ۵ ـ نام دیگر کربلا چیست؟
  • ۶ ـ به شخص باایمان چه می‌گویند؟
  • ۷ ـ کدام فرزند امام حسین (ع)، شبیه پیامبر (ص) بود؟
  • ۸ ـ کدام پیامبر اولوالعزم لقب او «کلیم الله؛ همسخن خدا» است؟
  • ۹ ـ کدام لقب امام زمان(عج) که یادآور قیام و به معنای برخاسته است؟
  • ۱۰ ـ کدام عمل حرّ، او را به سپاه امام حسین (ع) ملحق و از سپاه دشمن جدا نمود؟

با استفاده از پیام جدول این جمله را کامل کنید:

§ « نماز اول وقت » §

§ «محبوب‏ترین كارها» §

§ «نزد خداوند است.» §

آری! این حدیث از کلمات ناب پيامبر (ص) است که فرموده: § « نماز اول وقت »  «محبوب‏ترین و دوست‌داشتنی‌ترین كارها»  «نزد خداوند است.» § لذا سیدالشهدا‌ (ع) وقتی در رزمگاه خونین کربلا است، اوج دلدادگی و بندگی و انس آن حضرت (ع) را به نماز و ارتباط با خالق هستی آن‌هم نماز اول وقت به تصویر کشیده است. یاران امام حسین (ع) آن‌هایی هستند که در اطاعت پروردگارشان کوشا بودند. روز عاشورا در آن سختی‌های بزرگ، نمازشان را اول وقت خواندند. امام حسین (ع) هم از آن‌ها راضی بود. اولین کار برای یاری امام حسین (ع)، نماز است آن‌هم نماز اول وقت. اولین کار برای یاری امام حسین (ع)، نماز است آن‌هم نماز اول وقت و در مسجد. امام مجتبی (ع) فرمود: کسی که به مسجد برود آن چه در این کارت ها آمده، بهره مند و از این هشت فایده بی نصیب نمی‌ماند: 1. استفاده از آیات قرآن. 2. یافتن دوست خوب. 3. فراگیری علم تازه. 4. برخورداری از رحمتی که منتظرش بود. 5. شنیدن سخنی که راهنمای اوست. 6. امنیت از انحراف. 7. ترک گناه به خاطر شرم و حیاء از خدا. 8. ترک گناه به خاطر ترس از خدا. [4]

دوستان خوبم: امام حسین (ع) را عدّه‌ای دوست داشتند اما در کربلا به یاری اش نیامدند. او را تنها گذاشتند، انگار به خواب‌رفته بودند چند ماه پس از شهادت حضرت (ع) از خواب بیدار شدند و به فکر انتقام، تلافی و خونخواهی افتادند. ازجملۀ این افراد خواب‌آلود، سلیمان بن صُرَد خُزاعی و یاران او بودند. آری دوستانم عدّه‌ای آمدند، اما خیلی دیر آمدند. برای این‌که ما از کربلا جانمانیم باید تمرین کنیم. هر وقت امام (ع) از ما کمک خواست باید حاضر باشیم. اگر تمرین کنیم، اول وقت نماز بخوانیم، دیگر موقع حملۀ دشمن خوابمان نمی‌برد. بیدار و سرحال خواهیم بود. هر کس نمازهایش را اول وقت بخواند از غافلان نخواهد بود. در عزاداری ها می توانیم راه او را پیدا کنیم و مانند سلیمان بن صُرَد بن جون خُزاعی (شهادت ۶۵ق) رهبر قیام توابین و از بزرگان عرب در کوفه و صحابی پیامبر (ص)، امام علی (ع)، امام حسن (ع) و امام حسین (ع) نخواهیم بود.

داستان کودکانه ی درباره ی امام حسین

عمو سعید من یک ورزشکار قوی است. من او را خیلی دوست دارم. یک روز به او گفتم: تو بهترین عموی دنیا هستی! عمو سعید کمی فکر کرد و گفت: نه من بهترین عموی دنیا نیستم ولی بهترین عموی دنیا را می‌شناسم. گفتم: خُب او کیست؟ عموسعید گفت: بهترین عموی دنیا حضرت عباس (ع) است. گفتم چرا او بهترین عموی دنیاست؟ عمو سعید گفت: خوب قضیه‌اش مفصّل است. گفتم: مفصّل باشد خواهش می‌کنم، برایم تعریف کنید. عمو سعید گفت: در کربلا، کاروان امام حسین (ع) به‌وسیله دشمنان محاصره‌شده بود. دشمنان سنگ دل، نمی‌گذاشتند که امام (ع) ویارانش از آب رودخانه‌ی فرات استفاده کنند. قحطی آب، خیلی زود همه‌ی اهل حرم را تشنه کرد. بیش‌تر از همه، بچه‌ها تشنه شده بودند. امّا بچه‌های امام حسین (ع) می‌دانستند که عموی شجاعشان می‌تواند از میان محاصره کنندگان عبور کند و برایشان آب بیاورد. چون عموی آن‌ها یک فرماندهی بسیار قدرتمند بود. تشنگی شدید شد، به دستور امام حسین (ع)، حضرت عباس (ع) همراه بیست نفر به سمت گوشه‌ای از رودخانه‌ی فرات حرکت کرد. امّا حضرت عباس (ع) با شجاعت زیاد، مشغول جنگیدن با دشمن شد و حواسشان را پرت کرد تا دوستانش بتوانند مشک‌ها را پر از آب کنند. مشک‌ها که پر شد همگی توانستند بر دشمن پیروز شوند و آب را برای اهل حرم بیاورند. بچه‌هایی که جلوی خیمه‌ها ایستاده بودند، دیدند عمو درحالی‌که مشک آب روی دوشش گرفته، به سمت آن‌ها می‌آید. بچه‌ها از پیروزی عمو خوشحال شدند. من از حرف‌های عمو سعید خوشم آمد و ذوق کردم اما عمو سعید با ناراحتی گفت: روز عاشورا اتفاق دیگری افتاد. آن روز این عموی مهربان دیگر نتوانست بچه‌ها را خوشحال کند. او با مشک آب به سمت رودخانه رفت امّا بعضی از سربازان، پشت درخت‌های تنومند خرما پنهان‌شده بودند و از پشت سر و از پهلو، به حضرت عباس (ع) حمله کردند و او را تیرباران کردند. عمو عباس باوجود این‌که از دست‌هایش خون می‌ریخت، مشک آب را به دندانش گرفته بود و سعی می‌کرد هر طوری شده مشک آب را به خیمه‌ها برساند. امّا دشمنان، حضرت عباس (ع) را محاصره کردند و مشک را پاره کردند و او را هم به شهادت رساندند. عمو سعید، آخر قصه را در حالی که اشک می‌ریخت، برایم تعریف کرد. قطره‌های اشکش زیبا بود. من هم آن روز برای بهترین عموی دنیا گریه کردم... .[5] اگر ما بخواهیم دل امام حسین (ع) را شاد کنیم و به این خوشحالی کمک کنیم باید چند کار دیگر هم انجام دهیم؟

  1. پیرو امام حسین (ع) باشیم.
  2. با دعا در نماز اول وقت، برای شادی دل امام حسین (ع) خویش را آماده‌سازیم.[6]

نوحه‌خوانی برای امام حسین (ع)

حسین عزیز دل‌ها وقتی رسید کربلا

گفت اگر بمیرم ظلمُ نمی‌پذیرم (۲)

آمده‌ام به کربلا زنده کنم دین خدا

خوبی‌ها رو صدا کنم صلح و صفا به پا کنم (۲)

بدی‌ها رو جدا کنم آمده‌ام فدا کنم

علی اصغرم را سه ساله دخترم را

قاسم و اکبرم را دستِ برادرم را (۲)

آیا امام حسین (ع) با دعای اللهم کن لولیک را باهم بخوانیم...خوشحال می‌شود؟ بله! ... صد در صد. آفرین.  اگر می‌خواهید در زندگی و به‌خصوص این ماه، پیرو امام حسین (ع) باشید و دل او را شاد کنید، بعد نماز اول وقت، دعا کنید. حالا هم‌دست‌هایتان را بالا بیاورید تا دعای؛ سلامتی امام زمان عج؛ اللهم کن لولیک را باهم بخوانیم...

اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیکَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ، فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی کُلِّ سَاعَةٍ وَلِیاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیناً، حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا. خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان ولىّ‏ات، حضرت حجّة بن الحسن، که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد، باش تا او را به صورتى که خوشایند اوست، و همه از او فرمانبرى مى‏ نمایند، ساکن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏ مند سازى.


    • [1]. می‌توان ابتدای کلاس را با سؤال و جواب شروع کرد تا هم بچه‌ها احساس راحتی کنند و هم بتوان رابطه صمیمی برقرار کرد تا مطالب را بهتر، تفهیم کنیم. به‌طور مثال، ابتدا کلماتی را روی تابلو می‌نویسیم و بعد از بچه‌ها می‌خواهیم هر کلمه‌ای را که به ذهنشان می‌رسد بگویند. کلمات پیشنهادی: امام حسین (ع)، مُحرّم، عاشورا و ... . به‌طورمعمول کلمه‌هایی که بچه‌ها می‌گویند، عبارت است از: امربه‌معروف، نهی از منکر، شهادت، تشنگی، عباس، طفل شیرخواره، عطش، عزاداری و ... . با استفاده از این کلمه‌ها می‌توان موضوع‌های متفاوتی را مطرح کرد، به‌طور مثال این‌که یکی از درس‌ها؛ «کربلا و عزاداری» است تا به مشخص کردن اهداف عزاداری پرداخت و در ادامه می‌توان از کلمه‌های شهادت که جانبازی درراه هدف است یا تحمّل سختی‌ها درراه هدف و یا هدف اصلی قیام که امربه‌معروف بود استفاده کرد. اگر خاطره یا داستانی پیش از اصل عزاداری مورداستفاده قرار می‌گیرد، سعی شود آن‌قدر طولانی نگردد که از اصل عزاداری بیش‌تر شود و موضوع عزاداری، هدف و محتوای آن را تحت الشّعاع خود قرار دهد. در کلاس آنچه بچه‌ها درک می‌کنند شکوه یک حماسه، شور عزاداری و هم دردی و عواطف مثبت موجود در فضای عزاداری است. بچه‌ها با حضور در این صحنه‌ها برای پیدا کردن معرفتی عمیق به کمک دانش‌هایی که در آینده کسب می‌کنند، آماده می‌شوند. عزاداری امام حسین (ع) تقویت‌کننده‌ی نیروی عشق و ایمان و حساسیت در برابر بدی‌ها است. اگر می‌توانید یک پرچم سیاه،‌ روی دیوار محلّ اجرا و پذیرایی از عزاداران نصب کنید. هرچه از نواهای محرّم را هم می‌پسندید پخش‌کنید. از انجام کارهایی که منافی عزاداری است خودداری کنید. از تعریف کردن قضایای کربلا پرهیز نداشته باشید؛ اما از شوکه کردن کودکان بابیان چیزهایی که موجب وحشت کودکان می‌شود بپرهیزید. سعی کنید قضایای کربلا را کلی و کودکانه بیان کنید. سؤال و جواب‌های دیگر:
    • ۱- سفیر امام حسین (ع) به کوفه گه بود؟ ج- حضرت مسلم بن عقیل (ع)
    • ۲-اولین شهید اهل‌بیت (ع) در روز عاشورا که بود؟ ج- حضرت علی‌اکبر (ع)
    • ۳- نام طفلان مسلم چه بود؟ ج- محمد و ابراهیم که هردو کمتر از ده سال داشتند.
    • ۴- چه کسی در صورت (خَلق) و سیرت (خُلق) شبیه پیامبر (ص) بود؟ ج- حضرت علی‌اکبر (ع)
    • ۵- كَرْبَلا کجاست؟ ج- کربلا. نام مکانی است که حضرت امام حسین بن علی (ع) در آنجا شهید گردید. 
    • ۶- قاتل حضرت علی‌اصغر(ع) که بود؟ ج- حَرمله
    • ۷- آخرین سرباز امام حسین (ع) که بود؟ ج- حضرت علی‌اصغر (ع)
    • ۸- درظهر عاشورا چه کسی وقت نماز را به امام (ع) متذکر شد؟ ج- ابوثُمامه صائدى
    • ۹- تنها زنی که در کربلا شهید شد، که بود؟ ج- هانیه همسر وهب (وهب بن عبدالله کلبی)
    • ۱۰- حرمله به دست چه کسی کشته شد. ج- مختار ابن ابی عبیده ٔ ثقفی ملقب به کیسان از مردم طائف
    • ۱۱- نام شخصی که جزء لشکر دشمن بود توبه کرده و به امام (ع) پیوست و شهید شد. ج- حُربن یزید ریاحی
    • ۱۲- کدام عروس و داماد در روز عاشورا شهید شدند؟ ج- وهب بن عبدالله وهانیة عروس و داماد در روز عاشورا شهید شدند.
    • ۱۳- ابن زیاد به دستور چه کسی کشته شد. ج- مختار
    • ۱۴- اولین کسی که با مهر تربت نماز خواند وسفارش نمود. ج- امام سجاد (ع)
    • ۱۵- فایده نماز با تربت حضرت  امام حسین (ع) چیست؟ ج- باعث قبولی نماز می‌شود.
    • ۱۶- سرهای شهدای کربلا در چه زمانی و به دستور چه کسی از بدن جدا شد. ج- ۱۱ محرم و به دستور عمر سعد
    • ۱۷- اسب امام حسین چه نام داشت. ج- ذوالجناح که یک اسب معمولی نبود و بعد از شهادت امام خود را به آب فرات انداخت
    • ۱۸- بدن مطهر امام حسین توسط چه کسی شناسایی شد. ج- امام سجاد (ع)
    • ۱۹- چه کسی دستور داد قبر امام حسین (ع) را خراب کنند. ج- متوکل (دهمین خلیفه عباسی)
    • ۲۰- چرا قبر امام حسین (ع) شش‌گوشه دارد. ج- چون بدن علی‌اکبر در کنار پدرش دفن شده است.
    • ۲۱- اولین زائر قبر امام حسین ع که بود؟ ج- جابر بن عبدالله انصاری، از اصحاب پیامبر (ص) و امام علی (ع) که به بدنش را سوزاندند.
    • ۲۲- قیام به خونخواهی و انتقام از قاتلان شهدای کربلا توسط چه کسی انجام شد. ج- مختار ابن ابی عبیده ٔ ثقفی در سال ۶۶ هجری قمری
    • ۲۳- اهل‌بیت امام حسین وزنان هاشمی چه زمانی از عزا درآمدند؟ ج- به مدت ۵ سال تا وقتی‌که عُبیدالله بن زیاد به دستور مختار کشته شد.
    • ۲۴- توابین چه کسانی بودند؟ ج- گروهی از کوفه که به یاری امام نرفتند و با سرزنش خود قیام کردند و بیشتر آن‌ها شهید شدند.
    • ۲۵- فلسفه اسارت زنان چه بود؟ ج- زیرا اگر اُسراء نبودند حکومت یزید حادثه عاشورا را تحریف و وارونه جلوه می‌دادد.
    • ۲۶- آیا امام آغازگر جنگ بود آن‌هم در ماه حرام؟ ج- خیر چون آغاز به جنگ در ماه حرام، حرام است اما دفاع اشكال ندارد.
    • ۲۷- چه کسی در کربلا و روز عاشورا اذان گفت؟ حَجَّاجِ‏ بْنِ‏ مَسْرُوقٍ‏ الْجُعْفِی. آنچه از منابع تاریخی استفاده می‌شود این است که مؤذّن رسمی امام حسین (ع) در کربلا حجاج بن مسروق جُعفی بود که پس از رسیدن به کربلا هنگام نماز ظهر اذان گفت. همچنین نام حجاج بن مسروق در زیارت‌نامه امام حسین (ع) در نیمه شعبان نیز ذکرشده است. شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲، ص ۷۸، کنگره شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق؛ ابن کثیر دمشقی‏، البدایة و النهایة، ج ۸، ص ۱۷۲، دار الفکر، بیروت، بی‌تا؛ کاشفى سبزوارى‏، ملا حسین، روضة الشهداء، ص ۳۸۳، نوید اسلام‏، قم، چاپ سوم، ۱۳۸۲ ش. «... السَّلَامُ عَلَى حَجَّاجِ‏ بْنِ‏ مَسْرُوقٍ‏ الْجُعْفِی»؛ سید ابن طاووس، رضی الدین علی، الاقبال بالاعمال الحسنة، ج ۲، ص ۷۱۴، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ دوم، ۱۴۰۹ ق. ‏«أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ؛ شهادت می‌دهم که تو نماز را بپا داشتی.» (كافی، ج‏۴، ص‏۵۷۴) كَرْبَلا: ک َ ب َ (اِخ) کربلا. اعجمی و معرب است. (المعرب جوالیقی ص ۱۹۱) موضعی است که امام حسین بن علی (ع) در آنجا شهید شد. (منتهی الارب) وهب بن عبدالله وهانیة عروس و داماد در روز عاشورا شهید شدند. بعد از شهادت وهب، هانیه همسرش سر او را به دامن گرفت. شمر که شاهد ماجرا بود دستور داد او را هم به شهادت برسانند.
    • ۲۸- چه کسی وقت نماز را به امام (ع) در روز عاشورا یادآوری نمود؟ هنگامی که وقت نماز ظهر رسید، ابو ثمامه صائدى به امام حسین(ع) عرض کرد: یا ابا عبد اللّه! جانم فدایت باد، می‌بینم که لشکر دشمن به تو نزدیک شده‌اند. به خدا سوگند تو کشته نشوى تا من به ‌خواست خدا پیش از تو کشته شوم. دوست دارم پروردگار خود را در حالى دیدار کنم که این نمازى را که وقتش رسیده خوانده باشم. امام(ع) سر برداشت و فرمود: «نماز را یاد آوردى، خدا تو را از نمازگزارانى که در یاد اویند قرار دهد، آرى! اینک اوّل وقت نماز است». سپس فرمود: «بخواهید از ما دست بر دارند تا نماز گزاریم». حصین بن تمیم گفت: نماز شما پذیرفته نیست!! حبیب بن مظاهر گفت: اى درازگوش! آیا پندارى که نماز آل رسول(ص) پذیرفته نیست و نماز تو پذیرفته است؟! پس از شهادت حبیب بن مظاهر، امام حسین(ع) و یارانش نماز خوف‏ را به جماعت خواندند. همان‌گونه که می‌دانیم، نماز خوف اذان و اقامه ندارد. نماز خوف در حال جنگ، در نماز دو رکعتی (صبح) و نمازهای چهار رکعتی (ظهر، عصر، عشاء)-به صورت شکسته و دو رکعتی- به این صورت خوانده می شود: لشکر اسلام دو دسته شوند و امام جماعت با یک دسته از آنها نماز را شروع کند و یک رکعت را با آنها بخواند آنگاه این دسته خود فوراً رکعت دیگر را بجا آورده و سلام دهند و به جنگ روند تا دسته بعدى بیایند و امام جماعت همچنان نشسته باشد تا آنها بیایند و رکعت دوّم را با این دسته دوم شروع کند و پس از بجا آوردن دو سجده، در حال تشهد بنشیند تا آنها رکعت بعدى را بجاى آورند و تشهد و سلام را با یکدیگر بدهند. در نماز مغرب‌؛ امام جماعت دو رکعت را با یک دسته و رکعت دیگر را با دسته دیگر بخواند و در تقدیم و تأخیر مختار است. در منابع معتبر تاریخی نیز مطلبی وجود ندارد که بتوان از آن برداشت کرد که در نماز ظهر روز عاشورا اذانی گفته شده باشد. ابو مخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعة الطف، محقق و مصحح: یوسفی غروی، محمد هادی‏، ص 229 – 230، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ سوم، 1417ق. علامه حلّی، حسن بن یوسف، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، محقق و مصحح: یوسفی غروی، محمد هادی، ص 54، ‌مؤسسه چاپ و نشر وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، 1411ق. وقعة الطف، ص 232؛ و ر.ک: طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق: ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج 5، ص 439 – 441، دار التراث، بیروت، چاپ دوم، 1387ق.
    • [2]. قال رسول الله (ص): حُسَيْنٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَيْناً حُسَيْنٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاط؛ پیامبر (ص) فرمودند: حسین از من است و من از حسین هستم. خدا دوست دارد كسی را كه حسین دوست بدارد. حسین نوه‌ای از نوه‌هایم است.  الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، شیخ مفید، ج ۲، ص ۱۲۷ و الخصائص الكبری- جلد ۲، ص ۲۶۵.
    • [3]. حَدَّثَنِي أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ اَلْيَقْطِينِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ اَلْقَمَّاطِ‌ عَنِ اِبْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : بَيْنَمَا رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فِي مَنْزِلِ فَاطِمَةَ عَلَيْهَا اَلسَّلاَمُ وَ اَلْحُسَيْنُ فِي حَجْرِهِ إِذْ بَكَى وَ خَرَّ سَاجِداً ثُمَّ قَالَ يَا فَاطِمَةُ يَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ إِنَّ اَلْعَلِيَّ اَلْأَعْلَى تَرَاءَى لِي فِي بَيْتِكِ هَذَا فِي سَاعَتِي هَذِهِ فِي أَحْسَنِ صُورَةٍ وَ أَهْيَإِ هَيْئَةٍ وَ قَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ أَ تُحِبُّ اَلْحُسَيْنَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقُلْتُ نَعَمْ قُرَّةُ عَيْنِي وَ رَيْحَانَتِي - وَ ثَمَرَةُ فُؤَادِي وَ جِلْدَةُ مَا بَيْنَ عَيْنَيَّ فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بُورِكَ مِنْ مَوْلُودٍ عَلَيْهِ بَرَكَاتِي وَ صَلَوَاتِي وَ رَحْمَتِي وَ رِضْوَانِي. وَ لَعْنَتِي وَ سَخَطِي وَ عَذَابِي وَ خِزْيِي وَ نَكَالِي عَلَى مَنْ قَتَلَهُ وَ نَاصَبَهُ وَ نَاوَاهُ وَ نَازَعَهُ أَمَا إِنَّهُ سَيِّدُ اَلشُّهَدَاءِ مِنَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ - فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ ذَكَرَ اَلْحَدِيثَ؛پدرم رحمة اللّٰه عليه از سعد بن عبد اللّٰه، از محمّد بن عيسى بن عبيد يقطينى از محمّد بن سنان از ابى سعيد قماط‍‌ از ابن ابى يعفور از حضرت ابى عبد اللّٰه (ع) نقل نمود كه آن جناب فرمودند: روزى رسول خدا (ص) در منزل حضرت فاطمه (س) تشريف داشته درحالی‌که حضرت امام حسين (ع) در دامن آن جناب بودند، حضرت گريسته و به سجده رفته سپس فرمودند: اى فاطمه، اى دختر محمّد! در اين ساعت و در همين مكان خداوند علىّ‌ اعلى در بهترين صورت و زيباترين شكل خود را به من نشان داد و گفت: اى محمّد آيا حسين را دوست دارى‌؟ گفتم: بلى، نوردیده و گل خوشبو و ميوه دل و پرده مابین ديده‌گان من است. درحالی‌که دست‌برسر حسين (ع) نهاده بود به من فرمود: اى محمّد: بركت حاصل مى‌شود از مولودى كه بر او بركات و رحمت و رضوان من است و لعنت و غضب و عذاب و ذلّت و عقوبت من بر كسى كه او را كشته و نصب عداوتش نموده و با او دشمنى كرده و با وى به حرب برخاسته است. به‌طور حتم و قطع او سرور شهداء است از اوّلين و آخرين در دنيا و آخرت... . کامل الزيارات، جلد ۱، ص ۶۷، عنوان باب: الباب الثالث عشر فضل الفرات و شربه و الغسل فيه > الباب الحادي و العشرون لعن الله تبارك و تعالى و لعن الأنبياء قاتل الحسين بن علي (ع) کامل الزیارات، ترجمه ذهنی تهرانی؛ ج ۱، ص ۲۰۵ و انّ لقتل الحسين حرارة في المؤمنين لاتبرد ابداً؛ الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸.
    • [4]. پيامبر صلى الله عليه وآله: اَحَبُّ الْاَعْمالِ اِلَى اللَّهِ الصَّلاةُ لِوَقْتِها، ثُمَّ بِرُّ الْوالِدَيْنِ، ثُمَّ الْجَهادُ فى سَبيلِ اللَّهِ؛ محبوب‏ترین و دوست داشتنى‏ترين كارها نزد خداوند، نماز در وقت آن (اول وقت)، سپس نيكى به پدر و مادر و سپس جهاد در راه خداست. (کنز العمّال فی سنن الاقوال و الافعال، ، متقی هندی (م ۹۷۵ یا ۹۷۷ هـ)، علاءالدین علی بن حسام، ج 7، حدیث18897) امام علی علیه السلام فرمود: لَیسَ عَمَلٌ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الصَّلَاةِ فَلَا یشْغَلَنَّکمْ عَنْ أَوْقَاتِهَا شَی ءٌ مِنْ أُمُورِ الدُّنْیاِ؛ هیچ کاری نزد خدای عز و جل از نماز محبوب تر نیست. پس هیچ کاری از کارهای دنیا شما را از نماز گزاردن در وقتش باز ندارد. (خصال صدوق، ج 2، ص 621)مَا أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّیطَانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ فَصَلِّهَا وَ أَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیطَان؛ هیچ چیز به مانند نماز، بینی شیطان را به خاک نمی ساید، پس نماز بگذار و بینی ابلیس را به خاک بمال. (كمال الدين، ج 2، ص 520، ح 49؛ فقيه، ج 1، ص 498، ح 1427؛ تهذيب الأحكام، ج 2، ص 175، ح 155؛ الإستبصار، ج 1، ص 291، ح 10؛ الغيبة، طوسى، ص 296، ح 250؛ احتجاج، ج 2، ص 479؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 182، ح 11؛ وسائل الشيعة، ج 4، ص 236، ح 5023)  این کلام از پاسخ هایی است که از ناحیه ی مقدّس امام زمان علیه السلام، در جواب مسائل ابی الحسین جعفر بن محمّد اسدی، صادر شده است. از این حدیث استفاده می شود که به خاک مالیدن بینی شیطان (غلبه بر شیطان) اسباب متعدّدی دارد که بهترین آنها نماز است؛ زیرا نماز، مشتمل بر انقطاع از خلق و توجه تامّ به خداوند متعال و ذکر و یاد اوست. خداوند متعال می فرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکری؛ نماز را برای یاد من برپا دار.» (سوره ى طه، آيه ى 14) نمازی که چنین باشد، انسان را از فحشا و منکرات باز می دارد، و در نتیجه، انسان بر هوای نفس و شیطان غالب می گردد.(شرح چهل حدیث از حضرت مهدی(عج)، رضوانی، علی اصغر) مَنْ أَدامَ الاْخْتِلافَ إِلَی الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدی ثَمان: آیةً مُحْکَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ کَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَی الهُدی أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًی وَ تَرْکَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً. (ابومحمد حسن حرانی، تحف العقول، ص 235) امام حسین (ع) از مكه خارج شد. آن حضرت در بین راه در هرکدام از منازل، صحبتی با لحن‌های مختلف دارد. در منزلی به نام «بَیضَه»، درحالی‌که حرّ بن ‌یزید هم در كنار حضرت (ع) است؛ امام (ع) می‌رود، او هم در كنار حضرت (ع) می‌رود. به این منزل رسیدند و فرود آمدند. شاید قبل از این‌که استراحت كنند یا بعد از اندکی استراحت، امام (ع) ایستاد و خطاب به لشكر دشمن این‌گونه فرمود: «ایها النّاس، انّ رسول الله (ص) قال: مَن رَأی سُلطاناً جائِراً مُستَحِلًّا لِحُرُمِ الله ناكِثاً لِعَهدِ اللهِ مُخالِفاً لسُنةِ رسولِ الله یعمَلُ فی عِبادِ اللهِ بِالإثمِ وَ العُدوَان لَمی‌غَیر بِقَولٍ وَ لا فِعل كانَ حَقّاً علَی اللهِ أن یدخِلَهُ مَدخَلَه» یعنی اگر كسی ببیند حاكمی در جامعه بر سرکار است كه ظلم می‌کند، حرام خدا را حلال می‌شمارد، حلال خدا را حرام می‌شمارد، حكم الهی را كنار می‌زند، عمل نمی‌کند و دیگران را به عمل وادار نمی‌کند، یعنی در میان مردم با گناه، با دشمنی و با ظلم عمل می‌کند حاکمِ فاسدِ ظالمِ جائر که مصداق کاملش یزید بود  «لمی‌غَیرِّ بقَولٍ وَ لا فعِل» و با زبان و عمل علیه او اقدام نكند، «كانَ حَقّاً علَی اللهِ أن یدخِلَهُ مَدخَلَه» خدای متعال در قیامت این ساكتِ بی‌تفاوت بی‌عمل را هم به همان سرنوشتی دچار می‌کند كه آن ظالم را دچار كرده است؛ یعنی با او در یک صف و در یک جناح قرار می‌گیرد. پیغمبر مشخص كرده بود كه اگر نظام اسلامی منحرف شد باید چه‌کار كرد. امام حسین (ع) هم به همین فرمایش پیامبر (ص) استناد می‌کند. پس تكلیف چه شد؟ تكلیف، «یغَیر بِقَولٍ و لا فِعل» شد. اگر انسان در چنین شرایطی قرار گرفت ‌البته درزمانی كه موقعیت مناسب باشد  واجب است در مقابل این عمل قیام و اقدام كند. به هرکجا می‌خواهد برسد؛ كشته شود، زنده بماند، به‌حسب ظاهر موفق شود یا نشود. هر مسلمانی در مقابل این وضعیت باید قیام و اقدام كند. این تكلیفی است كه پیامبر (ص) فرموده است. بعد امام حسین (ع) فرمود: «وَ إنّی أحَقُّ بِهَذا» من از همه مسلمانان شایسته‌ترم به اینكه این قیام و این اقدام را بكنم، چون من پسر پیغمبرم. اگر پیامبر این تغییر یعنی همین اقدام را برتك تك مسلمانان واجب كرده است، بدیهی است حسین بن علی (ع) پسر پیامبر (ص)، وارث علم و حكمت پیامبر (ص)، از دیگران واجب‌تر و مناسب‌تر است كه اقدام كند. «و من به خاطر این است که اقدام کردم»؛ پس امام علت قیام خود را بیان می‌کند. در خطبه اول بعد از ورود به سرزمین كربلا فرمود: «قَد نَزَلَ مِنَ الأمرِ مَا قَد تَرَون»؛ بعد فرمود: «ألا تَرَونَ إلَی الحَقِّ لا یعمَلُ بِهِ وَ إلَی الباطِلِ لا یتَنَاهَی عَنهُ لِیرغَبِ المُؤمِنُ فِی لِقاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً» تا آخر. پس امام حسین (ع) برای انجام یک واجب، قیام كرد. این واجب در طول تاریخ متوجه به یکایک مسلمانان است. (بیانات مهم و مبسوط مقام معظم رهبری در دومین کنگره جهانی امام رضا (ع) مرداد ۱۳۶۵ درباره عنصر جهاد و مبارز سیاسی در زندگی ائمه (ع) ؛ انسان ۲۵۰ ساله) «نينوا» از نام‌های کربلا است. نينوا نزديک کربلا و در شرق آن واقع بوده و به آن هنديه مي‌گويند و به زبان محلی طُوَيْرِيج گفته مي‌شود و دارای باغ‌ها و نخلستان‌ها و بر ساحل نهر فرات است و در آن زمان اهل کتاب از يهود و نصارا نيز در آن‌جا ساکن بوده‌اند. آنچه امام حسین (ع) در کربلا هنگام حمله دشمن به خیمه‌ها فرمود این است: وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ: وای بر شما اى پيروان آل ابوسفیان، اگر شما دين نداريد و از حساب روز قيامت نمى‏ترسيد، پس در دنياى خود آزادمرد باشيد. (لهوف، سید بن طاووس، نشر جهان‏، چاپ اول، ۱۳۴۸ ش، تهران، ص ۱۲۰) «احرار» جمع «حر» در لغت به معنای آزاد است. (لسان العرب، ابن منظور، دارالفکر، چاپ سوم، ۱۴۱۴ ق، بیروت، ج ۴، ص ۱۸۲؛ قاموس قرآن، علی‌اکبر قرشی، دار الكتب الاسلامية، چاپ ششم، ۱۴۱۲ ق، تهران، ج ۳، ص ۱۱۸) یعنی به معنای خالص از اختلاط و ناصافی‌ها (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، حسن مصطفوی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي‏، چاپ اول، ۱۳۶۸ ش، تهران، ج ۲، ص ۱۹۰) پس انسان آزاده، انسانی است که از امیال درونی به چیزی که نوع بشر آن را ناپسند می‌داند آزاد بوده و خالص باشد، همان‌طور که امام علی (ع) می‌فرمایند: «مَنْ تَرَكَ الشَّهَوَاتِ كَانَ حُرّا»؛ کسی که شهوات را ترک کند حرّ و آزاده است. (بحارالانوار، علامه مجلسی، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، ۱۴۰۳ ق، بیروت، ج ۷۴، ص ۲۳۷)
    • [5]. با اقتباس از کتابزندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه‌السلام، ص: ۴۴۴
      [6]. منابع پیش نهادی درزمینهٔ عزاداری کودک و نوجوان
    1. دست‌های تنهای من، پهلوانیان، احمد، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، چ ۱، ۱۳۷۸، ۶۳ صفحه.
    2. غنچه خونین؛ شرح زندگانی و شهادت علی‌اصغر. زجاجی مجرد، مجید، کاشان، مرسل، چ ۱، ۱۳۷۸، ۱۲۸ صفحه.
    3. اشکی بر سه ساله. حائری تبار (قحطانی)، محمد، تهران، عاشورا، چ ۱، ۱۳۸۰، ۳۰۶ صفحه.
    4. داستان غم‌انگیز حضرت رقیه علیهاالسلام. شیرازی، علی، قم، خرم، چ ۱، ۱۳۷۷، ۸۸ صفحه.
    5. داستان‌هایی از حضرت رقیه علیهاالسلام. میرخلف زاده، احمد و قاسم، قم، روحانی، چ ۱، ۱۳۸۰، ۹۶ صفحه.
    6. ستاره درخشان شام؛ حضرت رقیه دختر امام حسین (ع). ربانی خلخالی، علی، قم، مکتب الحسین، چ ۱، ۱۳۷۷، ۳۷۲ صفحه.
    7. حضرت قاسم بن حسن (ع)؛ شکوفه خونین کربلا. گلی زواره، غلامرضا، تهران، ام ابیها، چ ۱، ۱۳۷۸، ۱۷۶ صفحه.
    8.  عبدالله بن حسن (ع)، محمد، عبدالله. کمال سید، مترجم: نثار احمد زین پوری، قم، انصاریان، ج ۶، چ ۱، ۱۳۷۷، ۳۲ صفحه.
    9. یاران کوچک حسین (ع). موسی وادقانی، سید احمد، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ۲۴۵ صفحه.