مخاطب شناسی

interlocutors
در عرصه مربّیگری مخاطب شناسی بسیار مهم است، درواقع اگر مشخص نشود که مخاطب چه خصوصیات و علایقی دارد، نمی‌توان کمک قابل‌توجهی برای او انجام داد. موقعیت سنّی کودکان و نوجوانان و نیازها و روحیات آنان در این سنین همواره باید موردتوجه قرار گیرد؛ بنابراین بهتر است همیشه در برنامه‌هایی که با آنان داریم ضمن استفاده از قرآن، روایات، ادعیه، زیارات و ... از برنامه‌های دیگر هم استفاده شود و مربّی آمادگی خود را برای شرکت در این برنامه‌ها هم اعلام کند، زیرا کودکان و نوجوانان در کنار این مسائل معنوی، نیاز به تفریحات سالم و بانشاط، ورزش، آموختن دانش روز و ... هم دارند. تحرک و انرژی زیاد از خصوصیات این دوران است و بر این اساس کودکان و نوجوانان به تنوّع بیشتری در برنامه‌های آموزشی متداولخود نیازمند دارند. شایسته است توجه مربّی به مخاطب خود در این گروه سنی از چند مورد لحاظ شود:

کودکان و نوجوانان به خاطر تفاوت در سن و جنس و ... رویکرد‏ متفاوتی به دنیای بیرون خودشان دارند. شناخت مخاطبان برای سخن گفتن با آنان، نقش بسزایی در برقراری یک ارتباط خوب و سازنده دارد. با توجه به اهمیت بحث مخاطب شناسی، روشن است که مربّی کودک و نوجوان موفق، فردی است که به بحث مخاطب شناسی آشنا بوده و با این قدرت و توانایی، در تلاش است تا این گروه سنی از جامعه را جذب کرده و برنامه‏ اجرایی خود را به‌گونه‌ای تنظیم کند که آنان از معارف نورانی الهی بهره‌مند شده و نیازهای معنوی، عاطفی و ... خودشان را برآورده سازند. در این رابطه شناخت برخی از خصوصیات آنان کمک بسزایی به جذب آنان خواهد کرد.

فواید مخاطب شناسی: آیا تا به حال فكر كرده‌اید كه چرا برخی بچه‌ ها مربّی خود را خیلی دوست دارند و هرگز برای تعطیل شدن کلاس درس شما لحظه شماری نمی‌كنند؟ یا چرا موقعی كه روی نیمكت‌ها و صندلی مدارس می‌نشینند احساس شادی و لذّت و آرامش می‌كنند؟ گویا تقویم مورد تایید بچه‌ها با مربیّان بسیار متفاوت نیست. آیا بچه‌ها عاشق رنگ قرمز تقویم‌ها و به‌دنبال افزایش روزهای تعطیل هستند تا در یک جایی با یک مربّی مثل شما باشند و برای کلاس شما لحظه شماری ‌كنند. آنان در زمستان هر روز به آسمان خیره می‌شوند تا شاید برف زمین را سپیدپوش كرده و به رویاهای آنان رنگ واقعیت ببخشد و ... .

مربّیان عزیز کودک و نوجوان: آیا تابه‌حال فكر كرده‌اید كه چرا برخی بچه‌ها هنوز هم وقتی صدای زنگ به صدا درمی‌آید، شور و هیجان و شادی در میان بچه‌ها تكثیر می‌شود؟ شاید همواره با این سؤال مواجه شده باشید كه دیگر چرا وقتی صدای زنگ پایان زمان کلاس به صدا درمی‌آید و پایان ساعت درس و كلاس شما اعلام می‌شود، بچه‌ها با جیغ و فریاد كلاس‌ شمارا ترك نمی‌كنند و خواهان ادامه درس شمایند؟ آیا تابه‌حال فكر كرده‌اید كه چرا برخی بچه‌ها شما  را خیلی دوست دارند و هرگز برای تعطیل شدن کلاس درس شما لحظه‌شماری نمی‌كنند؟ آیا تابه‌حال فكر كرده‌اید كه چرا برخی بچه‌ها زمانی كه روی نیمكت‌ها و صندلی‌های مدارس می‌نشینند، احساس شادی و لذّت و آرامش می‌كنند؟ گویا تقویم مورد تائید بچه‌ها با مربیّان خودشان بسیار متفاوت نیست. آیا بچه‌ها عاشق رنگ قرمز تقویم‌ها و به‌دنبال افزایش روزهای تعطیل هستند تا در یکجایی با یک مربّی مثل شما باشند و برای کلاس شما لحظه‌شماری ‌كنند؟ آیا آنان در زمستان هرروز به آسمان خیره می‌شوند تا شاید برف زمین منطقه‌شان را سپیدپوش كرده و به رؤیاهای آنان رنگ واقعیت ببخشد و ... .

برای پاسخگویی به این سؤال‌ها اگر تحقیقاتی انجام گیرد، ‌نتایجی به دست می‌آید که باید نشان دهد كه بچه‌ها از فضای آموزشی که شما ایجاد کرده‌اید بسیار راضی هستند و یك اعتمادی که بین نوع آموزش شما مربّی و دانش‌آموزان ایجادشده، پسندیده‌اند. اگر بعد از پایان ساعت درس شما تحقیق و با نواخته شدن زنگ خروج، صدای بچه‌ها روی چند CD ضبط شود و مورد تجزیه‌وتحلیل روان‌شناختی قرار گیرد، آیا درنهایت امید آن دارید که نتایج زیر را نشان دهد و این سه موضوع اصلی را اعلام می‌كند. جیغ و فریاد ما بچه‌ها، صدای شور و هیجان و شادی است که:

  1. ما ‌مربّی خود را خیلی دوست داریم.
  2. ما نسبت به آموزش ‌مربّی خوبمان در کلاس انتقادی نداریم.
  3. ما عاشق ‌مربّی خود هستیم و هر چیزی كه بین ما و او فاصله بیندازد، هرگز آن را نمی‌پذیریم.

البته فراموش نكنیم كه ارتباطات صحیح، مؤثّر و گسترده مربّی با کودکان و نوجوانان از هر برنامه آموزشی برای آنان مهم‌تر است. تجربه نشان داده كه هر وقت روحیه و احساس درونی دانش‌آموزان کودک و نوجوان را در اولویت توجّه‌های خود قرار دهیم و به صدای آنان گوش كنیم کودکان و نوجوانان از ما فاصله نخواهند گرفت. این موضوع نیز می‌تواند تا حدی به این اصل مرتبط شود كه کودکان و نوجوانان ‌در دوره كودكی به ویژگی‌های درونی شخصیتی‌شان توجه بیشتری شده و این موضوع در امور آموزش آنان به فراموشی سپرده نشده است.

شناخت مخاطب به مربّی کمک می کند تا بر اساس نیازها، علایق و خواست های مخاطبان به تدریس و آموزش همت گمارد. این شناخت، ضرورت و اهمیت دارد؛ زیرا: شناخت مخاطب باعث می شود که مربّی آسانتر به انتقال مفاهیم بپردازد. مخاطبان، متنوع و متفاوت اند؛ سلیقه های متفاوت، گرایش های مختلف، تفاوت های فردی، ذهنیت ها و ظرفیت های ویژه دارند. هر کدام از این موارد مربّی را ناگزیر می سازد تا در اولین، گام، به شناخت مخاطب دست زند و با آگاهی از مخاطب، مطالب را آماده نماید. مخاطب، رکن فراموش نشدنی و پایه استوار تدریس و آموزش است. بهبود و تحکیم این پایه، در صورتی میسر است که مربّیان، نسبت به توانایی، میزان دانایی، خصوصیات اخلاقی و عاطفی و خصلت های اجتماعی مخاطبان آگاه باشند. فواید بسیار بر شناخت مخاطب استوار است که برای دستیابی به نتایج درخشان مخاطب شناسی، باید آن را جدی گرفت که به برخی از آن فواید اشاره می شود:

  1. برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان؛
  2. تقویت انگیزة تلاش و تحصیل در مخاطبان؛
  3. ایجاد نگرش های مثبت و پویا در مخاطبان؛
  4. انطباق درس با نیازها و توانایی های مخاطبان؛
  5. کاهش دغدغه، اضطراب، تردید و زدودن نگرانی های درسی مخاطبان.

درک موقعیت سنی کودکان و نوجوانان: در عرصه مربّیگری مخاطب شناسی بسیار مهم است. مربّی باید دنیای مخاطبش را بشناسد و بر آن به‌خوبی اشراف داشته باشد. اگر مربّی مخاطبان خود را نشناسد، به‌طورقطع موفق نخواهد شد. با توجه به گسترش شبکه‌های اجتماعی و رخنه فضای مجازی به درون خانواده‌ها، کودکان و نوجوانان نیازمند توجه بیشتری از سوی مربّیان است و می‌طلبد بیش‌ازپیش کودکان و نوجوانان از سوی مربّیان روحانی این مرزوبوم موردعنایت قرار گیرند. درواقع تا زمانی که مشخص نشود که مخاطب چه خصوصیات و علایقی دارد، نمی‌توان کمک قابل‌توجهی برایشان انجام داد. در مربّیگری ارتباط میان مربّی و مخاطبان کودک و نوجوان هدف نقل‌وانتقال پیام است. هر مربّی برای اینکه پیام خود را به بهترین شکل به مخاطب ارائه کند، نیازمند آن است که اطلاعاتی در مورد مخاطب داشته باشد و بر مبنای اطلاعات، به محتوایی که در دست دارد، شکل و ساختاری منطقی و اثربخش بدهد. موقعیت سنّی کودکان و نوجوانان و نیازها و روحیات آنان در این سنین همواره باید موردتوجه قرار گیرد؛ بنابراین لازم است همیشه در کلیه‏ی برنامه‌های آموزشی خود که با آنان در کلاس و اجرا، برای نقل‌وانتقال پیام‌های معارفی که داریم ضمن استفاده از قرآن، روایات، ادعیه، زیارات و ... از برنامه‌های دیگر هم استفاده شود و مربّی آمادگی خود را برای شرکت در این برنامه‌ها هم اعلام کند، زیرا کودکان و نوجوانان در کنار این مسائل معنوی، نیاز به تفریحات سالم و بانشاط، ورزش و آموختن دانش روز هم دارند. تحرک و انرژی زیاد از خصوصیات این دوران است و بر این اساس کودکان و نوجوانان به تنوّع بیشتری در برنامه‌های خود نیازمندند. شایسته است توجه مربّی به مخاطب خود در این گروه سنی از چند مورد لحاظ شود:

  1. جنسیت
  2. تحصیلات
  3. فرهنگ حاکم بر مکان زندگی

مربّی موفق کسی است که به این نکات توجه لازم را داشته و به آن‌ها عمل می‏کند، این نکات کمک می‏کند تا نوع برخورد، محتوا و شیوه ارائه محتوا متناسب با مخاطب باشد. در نظر داشتن این فاکتورها احتمال تأثیرگذاری بر مخاطب را بیشتر خواهد کرد. در ادامه مطلب به برخی از ویژگی‌های اخلاقی – رفتاری این نسل پرداخته خواهد شد. این دوران:

  1. دوران الگوپذیری
  2. دوران انتقال سنی
  3. دوران خیال‌پردازی
  4. دوران جستجوی هویت
  5. دوران دوستی‌های افراطی
  6. دوران بیش فعالی و هیجان
  7. دوران شروع اجتماعی شدن
  8. دوران آرامش قبل از طوفان
  9. دوران رؤیاپردازی در بیداری
  10. دوران ظهور استعدادهای مختلف
  11. دوران ابتکار فوق‌العاده و ذهن فعال
  12. دوران سوق دادن بازی های بی هدف به بازی های هدفمند است.

در این دوران که از شش تا ده سالگی است ، دانش آموزان در مسائل اجتماعی خود مشکل خاصی ندارند و به راحتی می تواند با دیگران کنار بیایند. رساندن متربی در این مسیر به تعادل عاطفی و احساسی، همواره از اصلی‌ترین اهداف سیر تربیتی مربّیان در مرحله رشد است. در این دوران شناخت بهتر مخاطب و علاقه‌مندی‌های آنان، نزدیک شدن به استانداردهای مناسب در این عرصه با تبلیغ مناسب معارف به نوجوان‌ها و کودکان، ارتباط نزدیک و رودرروی مخاطب و مربّی باید در نظر گرفته شود، هرچند در این زمینه همه جامعه چه خانواده چه دیگران باید همکاری کنند تا به هدف مطلوب دست پیدا کرد. توجه به هرکدام از این ویژگی‌ها فرصت یک ارتباط سازنده را به مربّی می‏دهد، به این معنا که آگاهی از خصوصیات کودکان و نوجوانان در عرصه گذر از دوران سنی، ابزاری برای برقراری ارتباط با آنان بوده و عاملی برای جذب کودکان و نوجوانان به آموزش معارف اسلامی خواهد بود.

برخی از تفاوت‌های روان‌شناختی دانش آموزان دختر و پسر

  1. دانش آموزان دختر جزئی‌نگر و دانش آموزان پسر کلی‌نگرند.
  2. دانش آموزان دختر احساس مدارند و دانش آموزان پسر اندیشه محورند.
  3. آستانه تحمل دانش آموزان دختر بالا و در دانش آموزان پسر پایین است.
  4. دانش آموزان پسر بیشتر اهل احتیاط و دانش آموزان دختر اهل اعتمادند.
  5. در دانش آموزان دختر به‌عکس دانش آموزان پسر اول تبشیر بعد انذار موردنظر است.
  6. اولویت دانش آموزان دختر ماندگاری کلام است و اولویت دانش آموزان پسر رفتارسازی است.
  7. در دانش آموزان پسر انگیزه سازی ابتدایی مهم است ولی در دانش آموزان دختر انگیزه سازی میانی.
  8. لزوم دقت در به‌کارگیری الفاظ مناسب در جمع دانش آموزان دختر و لزوم دقت در به‌کارگیری مفاهیم مناسب در جمع دانش آموزان پسر.

ویژگی‌های مشترک بین دانش آموزان پسر و دانش آموزان دختر

  1. انرژی زیاد
  2. دوست مداری شدید
  3. نوگرائی شدید نسبت به مطالب
  4. آمادگی بالا برای شادی و خنده
  5. بی‌علاقگی ابتدایی نسبت به مربّی روحانی
  6. برخلاف تصور، پذیرش بسیاری نسبت به قرآن و روایات دارند.

ویژگی‌های دانش آموزان دختر:

  1. گرایش به معنویت
  2. اهمیت‌دهی نسبت به آینده
  3. احساس و عواطف فوق‌العاده
  4. میل به خودنمائی و محبوبیت

ویژگی‌های دانش آموزان پسر:

  1. روزمرگی و شیطنت
  2. گرایش به ورزش و نشاط
  3. میل به خودبرتربینی و قدرت
  4. حرکت از تخیل به سوی واقعیت

دوستی با کودکان و نوجوانان: برای ایجاد یک رابطه ثمربخش میان مربّی و کودکان و نوجوانان، یک مربّی کارآمد می‌تواند با کنار گذاشتن بعضی از محدودیت‌های غیرضروری بین خود و آنان، به آن‏ها نزدیک شود و به‌قدر معقول با آنان صحبت کند، احوال آن‏ها را در حالت عادی و غیرعادی جویا شود و حتی‌المقدور در هم‌نشینی‌ها و مجالست‏ها همراه آنان باشد. ضمن اینکه برخی برنامه‌های فرهنگی همچون برگزاری اردوهای پرنشاط و همراه شدن مربّی با کودکان و نوجوانان در این اردوها می‌تواند ارتباط خوبی بین خودشان فراهم سازد.

منابع:

  1. روان‌شناسی تربیتی، دکتر علی شریعتمداری، امیرکبیر، چاپ بیست و سوم، ۱۳۹۳.
  2. روان‌شناسی تربیتی، کاربردی، دکتر غلامعلی افروز، انجمن اولیاء و مربیان، چاپ چهارم، ۱۳۹۳.
  3. مهارت‌های آموزشی و پرورشی، حسن شعبانی، جلد اول (روش‌ها و فنون تدریس)، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت)، ۱۳۹۸.