خوب من

خوب من
خدمت امام عسكری (ع) رفتم. امام (ع) روی سكوئی در خانه نشسته بود. در طرف راست آن سكو، اطاقی بود. بر در آن پرده ای آویخته بود، پرسیدم: آقای من! بعد از شما، امام كیست؟ حضرت (ع) فرمود: پرده اطاق را بالا بزن. پرده را بالا زدم. پسری در اطاق بود. از اطاق بیرون آمد. پیشانی پسر روشن، صورتش سفید، چشمانش درخشنده، كف دستش زبر، سر زانوانش مایل به طرف زمین، با خالی در گونه راست و بر سرش زلفی بود. آمد و روی زانوی امام عسكری (ع) نشست، امام (ع) فرمود: امام شما این پسر است. ظاهرش نشان می داد كه هشت یا ده سال دارد. البته آن پسر پنج سال داشت، ولی قامت رشید او سن او را بیشتر نشان می داد.سپس فرزند امام (ع) بر جهید و رفت. امام عسكری (ع) فرمود: داخل خانه شو تا روز وقت معلوم. او وارد آن اطاق شد، من او را دیدم كه به آن اطاق رفت، امام عسكری (ع) به من فرمود: به اطاق نگاه كن به اطاق نگاه كردم، كسی را در آنجا ندیدم.

به نام خداوند بخشنده مهربان

  • سلام به روی ماهتون
  • به چشمای سیاهتون 
  • گل ... عزیز سلام
  • غنچه ی خوب من سلام
  • ... سلام،  ...سلام
  • ... سلام،  ...سلام[1]

حالا برگه هایی به شما می دهم و هر کس پیام صحیح را زودتر نوشت، برنده ماست، البته با جایزه و به شرط نوشتن نام و نام خانوادگی در برگه.[2] آماده اید. بسم الله ... .[3]

بله! امام مهدی (عج) بچّه‌ها را خیلی دوست دارد. اما او کیست؟ به یک داستان کوچولو گوش کنید و به پرسش های که می پرسم پاسخ درست بدهید تا امتیازه شما بالا بره و جایزه نفر اول، نصیب شما بشه.[4]

خدمت امام عسكری (ع) رفتم. امام (ع) روی سكوئی در خانه نشسته بود. در طرف راست آن سكو، اطاقی بود. بر در آن پرده ای آویخته بود، پرسیدم: آقای من! بعد از شما، امام كیست؟ حضرت (ع) فرمود: پرده اطاق را بالا بزن. پرده را بالا زدم. پسری در اطاق بود. از اطاق بیرون آمد. پیشانی پسر روشن، صورتش سفید، چشمانش درخشنده، كف دستش زبر، سر زانوانش مایل به طرف زمین، با خالی در گونه راست و بر سرش زلفی بود. آمد و روی زانوی امام عسكری (ع) نشست، امام (ع) فرمود: امام شما این پسر است. ظاهرش نشان می داد كه هشت یا ده سال دارد. البته آن پسر پنج سال داشت، ولی قامت رشید او سن او را بیشتر نشان می داد.[5] سپس فرزند امام (ع) بر جهید و رفت. امام عسكری (ع) فرمود: داخل خانه شو تا روز وقت معلوم. او وارد آن اطاق شد، من او را دیدم كه به آن اطاق رفت، امام عسكری (ع) به من فرمود: به اطاق نگاه كن  به اطاق نگاه كردم، كسی را در آنجا ندیدم.[6]

پرسش ها:

  1. امام عسكری (ع) کیست؟
  2. پیام صحیح و کامل برگه چه بود؟
  3. حضرت مهدی (عج) کی به دنیا آمد؟
  4. این جمله را که در تابلو می نویسم تا هر کسی می تواند، کامل کند: رنگ صورتش ...، چشمانش ...، در گونه راستش ... زیبا داشت و بر سرش ... بود.

البته! امام مهدی (عج) بچّه‌ها را خیلی دوست دارد. اما او کدام بچّه‌ای را خیلی دوست دارد. شما می‌توانید با درست کردن یک کاردستی کوچک، هم امام مهدی (عج) را خوشحال کنید و هم بدانید امام مهدی (عج) کدام بچّه‌ را خیلی دوست دارد و چرا؟ برای درست کردن این  کاردستی کوچک، آماده اید؟

وسایل مورد نیاز:

  1. قلم مو و رنگ
  2. دستگاه منگنه یا دوخت
  3. چسب چوب یا چسب مایع
  4. یک مقوّای محکم و گرد که به اندازه قطر استوانه به صورت دایره می چینیم.
  5. چهارکارتون به شکل استوانه (مانند: لوله های آلومینیومی یا لوله های دستمال کاغذی که می توانید آن ها را  از مربیتان بگیرید.)

روش ساخت: حالا بیایید با هم  این کاردستی کوچک و زیبا را بسازیم:

  1. چهار کارتون استوانه ای را به اندازه های مناسب، مساوی و دلخواه برش دهید.
  2. چهار کارتون استوانه برش داده شده را کنار هم قرار دهید و با منگنه به هم وصل کنید.
  3. چهار مقوّای استوانه ای را روی مقوّای گرد بگذارید و با مداد داخل آن ها را علامت بگذارید.
  4. در جای علامت هایی که با مداد مشخصّ شده است، مقداری چسب بریزید و استوانه ها را روی آن، با دقّت بچسبانید و با رنگ های دل خواه آن را تزئین کنید. داخل  کف کاردستی را رنگ تیره بزنید.
  5. وقتی استوانه ها بعد از چسب زدن خوب محکم شدند، اکنون بر روی هر کدام از استوانه ها جداگانه جمله هایی مانند؛ «من امام مهدی (عج) را دوست دارم.» و ... بچسبان.

آفرین! کاردستی شما آماده است. حالامی توانی وسایل و مدادهای خود را درون کاردستی دست ساز خود؛ جامدادی زیبایتان بگذارید و هم امام مهدی (عج) را خوشحال کنید و هم اتاقتان را مرتّب و منظّم(بانظم) کنید. چون امام مهدی (عج) بچّه‌های ... را خیلی دوست دارد. بچه‌های بانظم و نازنین! عیدتان هم مبارک.

  • اتل متل توتوله نظمو بگم چه جوره؟
  • نه مشکله، نه آسون، حالا می‌گم براتون:
  •  هر جا که نظم نباشه کارها از هم می‌پاشه
  • حواستو بکن جمع، همیشه باش منظم![7]