تربيت برتر

تربيت برتر
فرزند انسان در مقایسه با سایر موجودات که بسیار سریع به استقلال می رسد، رشدی بسیار آرام ولی گسترده و عمیق دارد. با این حال انسان می تواند در مسیر رشد خود به سطحی برسد که هیچ موجودی نمی تواند به آن سطح دست یابد، امّا طی این مسیر به تدریج انجام می گیرد. لذا در تربیت باید عزم را جزم ولی با آرامش، استواری و استحکام به طرف هدف حرکت کرد. عجله برای رسیدن به هدف، آن هم هدف ظاهری، نه تنها به سود تربیت نیست، بلکه به آن آسیبی جدی وارد می کند. برای تربیت باید زمینه را کرد، به گونه ای که متربی بتواند تا پایان عمر به رشدش ادامه دهد. بنابراین در تربیت متربی لازم است مربیان: به ویژگی های اساسی او توجه و تفاوت های فردی را هم مورد عنایت قرار دهند. جایگاه او را در میان همسالانش مشخص کند. پیشرفت او را نسبت به خودش در نظر بگیرد. در طراحی برنامه های تربیتی، فقط او را اصل قرار دهد، نه برنامه را و ...

   خداوند انسان را به گونه ای خلق کرده که دارای شخصیتی چند بعدی است. تربیت او هم باید متوجه همه این ابعاد باشد. شخصیت انسان عبارتند از: بعد شناختی، بعد عاطفی، بعد حرکتی – جسمانی، بعد اجتماعی، بعد هنری و  بعد هنری. یک تربیت متعادل و متوازن باید همه این این ابعاد را مد نظر قرار دهد. اسلام هم که به همه این ابعاد توجه کرده، برای پرورش متعادل و درست آن برنامه دارد. بنابراین برای یک تربیت اسلامی و کامل باید در روابط به گونه ای مواجه شویم که انسان بتواند در همه این ابعاد فعال باشد و رشد پیدا کند. کسانی که به ابعاد محدودی توجه دارند انسان را نامتعادل بار می آورند. از آن جمله کسانی هستند که تنها به پیشرفت رشد اجتماعی در بعد خاصی توجه دارند و لذا در تربیت نقص حاصل می شود. در جامعه آثار عمده مهارت‌هاى ارتباطى سالم و شاد، ‌بهره‌مندی از روابط انسان‌هاى مؤمن، متدين و وفادار به يكديگر با هم است. به خصوص بهره‌مندی اعضاى یک خانواده‌ از زمانى كه صاحب فرزند مى‌شوند و آثار هيجان‌انگيزى که در روابط فرزندان با ساير افراد خانواده و اجتماع به جاى مى‌گذارد. گاهی این آثار که در ظاهر به وسيله كلمات و جملات در روابط انسان‌ها با هم اظهار مى‌شود. این اتفاق گفتن كلمات و رد بدل كردن جملات با واژه‌های خاص که به طور روزمره آن را امرى ساده مى‌انگاريم ولی تأثير هيجان‌انگيز آن ها را هر چند ظاهراً نامحسوس هم نمی باشد و در روح و روان ديگران به جاى می ماند، احساس می کنیم.[1]  سخنانی كه کلید واژه‌هایی ناب در مهارت‌هاى ارتباطى سالم و شاد هستند. این سخنان روابط بين انسان ها را صميمى و شاد مى‌كند، به عبارت ديگر، ارتباط را عميق‌تر كرده و موجب نزدیکی قلبی مى‌شود. در هر صورت، ما موقعى شاد، سرحال و سعادتمنديم كه بتوانيم این ارتباطى سالم و صحيح را برقرار نماييم و از اين ارتباط، هم خدا راضى مى‌شود و هم ما لذت مى‌بريم. خدا براى ‌بهره‌مندی انسان‌ها از این ارتباط سالم و شاد را، در بيان كلمات طيّب وسيله‌اى طاهر قرار داده كه موجب تخليه احساسات، كاهش دشواري‌ها، برقرارى ارتباط سالم و تعالى روح و است و در نهایت موجب رستگارى انسان مى‌گردد.[2] لذا این كلمات را نبايد ساده فرض كرد، زیرا اين‌ها جزء عمل انسان هستند كه درباره آن‌ها انسان مورد لطف الاهی قرار خواهد گرفت. انسان هيچ سخنى نمى‌گويد، مگر اين‌كه در كنار او مراقبى از طرف خداوند حاضر است.[3]  گفتگوها را خدا مى‌شنود، زيرا شنوا و بيناست.[4] اگر ما بتوانيم در اين‌گونه مواقع، سكوت كنيم[5]  و يا كلماتى به زبان بياوريم كه احساسات طرف مقابل را آرام سازیم، مى‌توان گفت كه موفق بوده‌ايم و در واقع از ارتباط سالمى برخورداريم.

بیست اصل تربیتی

   در حقيقت، همين ارتباط خوب و سازنده است كه موجب رضايت خدا، لذت‌بخشى به زندگى، تعالى روح در ما و طرف مقابل خواهد شد. این صميميت و گشاده‌رويى با اظهار كلماتى محبت‌آميز است که در پی برخوردى شرافتمندانه و كريمانه به وجود می آید. هم چنين این ارتباط خوب و سازنده است كه موجب برقرارى ارتباط سالم در شبكه ارتباطى خانواده گرديده و در نتيجه، سبب آرامش روانى ساير اعضاى خانواده هم خواهد شد. گاه اتفاق مى‌افتد كه در يك مسأله كوچك همين ارتباط خوب سبب آثار فراوانى مى‌شود و سخنانى رد و بدل مى‌گردد كه قلب‌ها را آرام مى‌سازد[6] و موجب ايجاد نوعى کشش عاطفى خواهد شد. تشديد اين عواطف از عوامل است که موجب شدت یافتن ارتباطاتى سالم و شاد، حتى در بین كودكان با يكديگر و ساير اعضاى خانواده خواهد شد و اين نوع برخورد به صورت رفتارى به هنجار، در محيط خانه و اجتماع ظاهر مى‌گردد و سببی موثر در دفع اختلالاتى مانند؛ پرخاشگري‌ها، افسردگي‌ها، كمرويي‌ها، خودآزاري‌ها، ديگر آزاري‌ها، انزواطلبي‌ها، كم‌رغبتى به تحصيل، بى‌دقتى و بى‌علاقگى به درس و ... است كه در شبكه ارتباطى خانواده و جامعه به وجود آمده است.

بیست اصل تربیتی

ارتباط سالم و سازنده: در يك سيستم ارتباطى، تبادل اطلاعات و احساسات چگونه بايد صورت گيرد و براى برقرارى يك ارتباط سالم چه بايد كرد؟ ارتباط سالم و خوب، ارتباطى است كه دو طرفه باشد و هر دو براساس احترام متقابل در فضايى مناسب، تبادل افكار و احساسات نمايند . براى يكديگر ارزش قايل شوند به نظرات يكديگر اهميت داده و با صميميت، مشكلات، دردها و شادي‌ها و انتظارات و آرزوها را با هم در ميان بگذارند. اين خود، در كاهش دردها مؤثر است و در مواقع دشوارى و بروز مشكلات، به راه‌حل‌هاى مناسب مى‌انجامد. به حرف‌ها و سخنان يكديگر كاملا گوش دادن،[7] بزرگوارانه خطاى يكديگر را ناديده گرفتن،[8] با يكديگر هم‌احساس شدن و با احساس همدردى به مبارزه با مشكلات پرداختن، از ويژگي‌هاى خانواده متعادل و با ايمان است. در چنين ارتباطي که در جوى آرام، سرشار از محبت و مملو از سرور و توأم با صميميت و ارزش‌گذارى به شخصيت يكديگر است، آنچه انجام مى‌پذيرد آرامش، دوستى و مهربانى است. نهاد. در اين کار عبرت‌هايى براى مردمى كه تفكر مي‌كنند.[9] مهم‌ترين و با شكوه‌ترين تجليّات ارتباط سالم روابط گرم و دوستانه در عين حفظ احترام متقابل است كه خود مايه آرامش رواني، روحى و عاطفى افراد جامعه مى‌شود. تلاش براى تبادل عاطفى و اثبات صادقانه علاقه و صميميت انسان ها، در جوى معنوى، كه هر کدام از نشانه های الاهى و وسيله رشد انسان است، موجب صميميت و پايدارى ارتباطات سالم خواهد شد. آگاهى از شيوه‌هاى صحيح ارتباط[10] و مبادلات فكرى و عاطفى، زمينه‌هاى روشنى است تا با استفاده از واژه‌ها و كلمات محبت‌آميز و ارزشمند كه هم شخصيت را حفظ نموده و هم احترام متقابل را افزايش می دهد. كلماتى كه در اين مناسبات انسانى سبب خواهد شد، ارتباط قلبى روز به روز عميق‌تر شده و آثار شكوهمند آن بر روابط سايه افكند و در گسترش رفتار محترمانه با یکدیگر تأثير گذارد. پيامبر(ص) هم سفارش فرموده‌اند: اگر كسى به همسرش بگويد: تو را دوست دارم.[11] اين جمله هرگز از دل او خارج نخواهد شد. از اين نمونه كلمات در ابراز محبت‌هاى قلبى و احترام به شخصيت دیگران با گفتگوهاى مسرّت بخش، موجب علاقه‌مندى به زندگى در پرتو ارزش‌هاى والاى اخلاقى و معنوى خواهد شد. چرا كه مبنای اين ارتباطات سالم، تعهدى محكم و استوار است.[12] در اين ارتباطات، هر کس مسؤوليتى به عهده دارد؛ چرا كه قوام دهنده بناى مقدس ارتباطات سالم زندگى است.[13] پيامبر (ص) با كرامت و بزرگوارى سفارش به بذل عواطف و احترام، به وجود آوردن روابطى گرم و صميمانه و محيطى سرشار از اميد و اطمينان مى‌فرمايند.[14] زیرا خداوند برای هرکس حقوقى قرار داده، که در برابر آن می بایست، آن را حفظ‌نمايد.[15]

بیست اصل تربیتی

برای آشنایی با مهارت‌های موردنیازتان در تدریس می‌توانید با کلیک روی هرکدام از موارد زیر، به آن‌ها دسترسی داشته باشید:

  1. شعر
  2. اردو
  3. مسابقه
  4. گِل‌بازی
  5. کلاسداری
  6. اسباب‌بازی
  7. نقد داستان
  8. تربيت برتر
  9. جدول قرآنی
  10. پوشش مربّی
  11. قصه‌های قرآن
  12. مهارت «پایان»
  13. مهارت «بازی»
  14. مهارت «شروع»
  15. مخاطب شناسی
  16. پرسش استاندارد
  17. مهارت «تدریس»
  18. بیست اصل تربیتی
  19. مهارت «نویسندگی»
  20. مهارت‌ «قصّه‌گویی»
  21. مهارت «شعرخوانی»
  22. شیوه «تنظیم محتوا»
  23. مهارت «تابلونویسی»
  24. مهارت «رنگ آمیزی»
  25. مهارت «فرزندپروری»
  26. مهارت آموزش «مفاهیم قرآنی»

https://el.balagh.ir/sites/default/files/field/image/content/nsh-ykh-rwz-z-khls.png

بیست اصل تربیتی

پانویس: [1] امام علي(ع): «رب كلام انفذ من سهام؛ چه بسا سخني كه شكافنده‌تر از نيزه است.» آمدي، غرر و درر، ج4،‌ص69.[2] امام علي(ع):«عود لسانك حسن الكلام تأمن الملام؛‌ زبانت را به نيكو سخن گفتن عادت ده تا از سرزنش ايمن باشي.» غررالحكم، 6233. «... منطقهم الصواب... ؛ سخنانشان درست است.» نهج‌البلاغه، خطبة «متقين»، «... فلا تقولوا الا خيراً؛ به جز خير چيزي نگوييد...» غررالحكم، ج3، ص65. الف) واژه‌هاي سازنده: آفرين، با صفا، ان‌شاءالله، احسن، لايق، ممنون، متشكرم، اميدوارم، خوب؛ عاليه، عزيزم، نظيف، جانم؛ عمرم، خوبه، دوستم، كنجكاو؛ رفيقم، عاقل، تلاشگر، عزيز دلم، باهنر، بادقت، موقر، ماشاءالله، بافهم و كمال، فهميده، الحمدلله، آرام، بسيار خوب، بفرماييد، چشم، باتقوا، بردبار، سپاسگزارم، مطمئن، مهربان، دل‌گرم، لطفاً، صميمي، خوشبخت، مقبول. ب) كلام سازنده (كلمات طيب):- خداوند توفيق بده!- خيلي خوشحالم كردي.- اگر بتوانم حتماً انجام مي‌دهم!- خسته نباشيد.- شما صاحب اختياريد.- زبان قدرداني ندارم.- شما بفرماييد!‌- اجازه بدهيد من هم كمك كنم.- شما بهتر درست مي‌كنيد.- كارها را با هم تقسيم كنيم.- خدا اجرتان بدهد.- چه احتياجي داري!- خسته نباشي.- من از شما ممنونم.- خدا شما را موفق كند.- چه كاري از دست من ساخته است؟- خدا به شما توفيق بدهد.- خدا عوض بده.- من احساس شما را درك مي‌كنم.- دست شما درد نكند.- دست پخت شما بسيار خوبه.- نظر شما چي هست؟- توضيح دهيد تا شما را بهتر درك كنم. - زحمات شما كاملاً مشهود است.- خدا از دست ما راضي باشد. - ان‌شاءالله شما مي‌توانيد.- چطور مي‌توانم از زحمات شما تشكر كنم.- من دست‌پخت شما را خيلي دوست دارم.- احساس مي‌كنم شما همه‌اش زحمت كشيده‌ايد.- البته شما هميشه در كار خوب پيش قدميد.- من وجود شما را ماية رشد خود مي‌دانم.- خوشم مي‌آيد كه اول وقت نماز مي‌خواني.- خواهش مي‌كنم شما دربارة اين موضوع فكر كنيد.- من بچه‌ها را نگه مي‌دارم شما اول نماز بخوانيد.- امروز من كار را انجام مي‌دهم شما مطالعه كنيد.- واقعيت اين است كه كارها بايد انجام شود.- ماشاءالله از اين همه كارهايي كه انجام داده‌اي.- همة زحمات و كارها روي دوش شماست.- خواهش مي‌كنم شما در بارة اين موضوع فكر كنيد.- اجازه بدهيد مشكلات را با هم حل كنيم.- من حرفي ندارم اگر شما راضي باشيد.- سعي ما اين است كه بتوانيم والدين خوبي باشيم.- دوست دارم نظر جنابعالي را بشنوم.- احساس مي‌كنم خيلي بيدار مانده‌ايد.- ظاهراً از من عصباني هستيد، دليلش را نمي‌دانم، ولي موقعيت شما را احساس مي‌كنم.- احساس مي‌كنم دوست داريد همگي با هم، اول وقت نماز بخوانيم.[3] مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ؛ ق، آيه 18.[4] قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ خدا سخن زنى را كه درباره شوهرش با تو گفتگو مى كند و به سوى خدا شكوه مى‌كند، شنيد و خدا گفت‌وگوى شما را مى‌شنود، زيرا شنوا و بيناست. مجادله، آيه 1.[5] «احسن الصمت ما كان عن الزلل، نيكوترين خاموشي، سكوت از ذكر لغزش‌هاست.» غررالحكم، 3109.[6] «زله اللسان أنكي من اصابه السنان؛ لغزش زبان آزاردهنده‌تر از اصابت نيزه است.» غررالحكم،‌ 5451.[7] «عود اذنك حسن الاستماع...» گوش خودت را به خوب شنيدن عادت ده... .» غررالحكم، 6234.[8] امام علي(ع) «اشرف خصال الكرم غفلتك عما تعلم؛ بالاترين صفت شخص بزرگوار ناديده گرفتن چيزي است كه مي‌ماند.» بحارالانوار، ج 71،‌ص417.[9] وَ مِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‌هاى قدرت اوست كه برايتان از جنس خودتان همسرانى بيافريد تا به ايشان آرامش يابيد و ميان شما دوستى و مهربانى نهاد. در اين عبرت‌هايى است براى مردمى كه تفكر مي‌كنند. روم، آيه 21.[10] ر. ك: همين اثر، بحث «كلمات و فضاي ارتباط».[11] پيامبر (ص): اكمل المؤمنين ايمانا احسنهم خلقاً و خياركم خياركم لنسائهم؛ كامل‌ترين افراد از نظر ايمان، كساني هستند كه اخلاقشان نيكوتر است و نيكوترين شما كساني هستند كه براي زنان خود نيكوترند.» نهج‌الفصاحه، حديث 454.[12] ... وَ أَخَذْنَ مِنكُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا؛ و زنان از شما عهد و پيمانى محكم گرفته‌اند. نساء، آيه 21.[13] قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ ؛ مردان قوام دهنده و عهده‌دار كارهاى زنان‌اند. به آن جهت كه خداوند بعضى را بر بعضى برترى داده و از آن جهت كه از اموال خود نفقه مى‌دهند. همان، آيه 34.[14] «خيركم لاهله و انا خيركم لاهلى؛ بهترين شما كسى است كه براى خانواده‌اش بهتر است و من از همه شما براى خانواده‌ام بهترم».نهج الفصاحه، حديث 1520.[15] فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ ؛ پس زنان شايسته، فروتنانى تابع هستند كه در غياب همسر خود، اسرار او را در برابر حقوقى كه خداوند قرار داده، حفظ مى‌نمايند. نساء، آيه 34.

پیوستاندازه
PDF icon بیست اصل تربیتی450.02 کیلوبایت