مثل‌ها

مثل ها
توجه به مخاطب به ویژه کودکان و نوجوانان و انعطاف داشتن در ارائه برنامه‌ها با اجرایی قرآنی ویژه آنان، نه آنان را به قرآن راغب می‌كند، بلكه ضمن مأنوس كردن آنان با قرآن، احساس دوستی و انس با قرآن را در آنان پرورش می‌دهد. البته استفاده از روش‌های مناسب، در فرآیند برنامه سازی بسیار مفید است؛ چرا كه گاهی روش‌های نامناسب، سبب مقاومت منفی كودكان و نوجوانان می‌شود و احساسات آنان را جریحه دار می كند. روش استفاده از مَثَل های قرآنی، قصه‌گویی، نمایش، نقاشی و ... از جمله روش‌های مناسب هستند. در سیره بزرگان، این روش نیز استفاده می‌شود. آنان این كار را در ضمن داستانی کوتاه یا حدیثی زیبا، مطلب درخواستی خودشان را برای اطرافیانشان گوشزد می كردند.

شناسایی روش‌های كارآمد انتقال مفاهیم قرآنی به كودكان باشیوه های مطلوب و باورپذیر به دغدغه ­ای برای مربیان و برنامه ­سازان عرصه كودك و نوجوان تبدیل شده است. بدون شك، در آیات قرآن، ظرفیت ­های ناشناخته فراوانی با شیوه های جذاب و مطلوب و با قابلیت های باورپذیر موجود است كه می­ توان آن ها را به خوبی تنظیم و ارائه كرد. در استفاده از تمامی این شیوه ها در ارائه آیات قرآنی هر چند محدود است، مانند؛ تمثیلات، تشبیهات، استعاره­ ها و ... ولی در عرصه‌ انتقال مفاهیم قرآنی به كودكان كاربرد فراوان دارد. شایسته است مربیان كودك و نوجوان با استفاده از این قابلیت ­ها و روش‌های كارآمد در جهت رشد و اشاعه مفاهیم والای قرآنی، با تلاشی عالمانه و بازنگری در امر انتقال مضامین قرآنی برای كودك و نوجوان، تلاش مجدانه ­ای انجام دهند و ضمن تبیین روشن آیات قرآنی برای آنان در فرآیند برنامه ­سازی، با ارائه مناسب برای مقطع كودك و نوجوان بكوشند و با طرح ابعاد و ظرفیت­ های آن، راهكارهای تكنیكی لازم را تنظیم و عرصه كنند. توجه به مخاطب به ویژه كودك و نوجوان و انعطاف داشتن در ارائه برنامه‌های قرآنی ویژه آنان، نه تنها كودكان و نوجوانان را به قرآن راغب می‌كند، بلكه ضمن مأنوس كردن آنان با قرآن، احساس دوستی و انس با قرآن را پرورش می‌دهد. البته در میان این شیوه های جذاب و مطلوب، استفاده از روش‌های غیرمستقیم، در فرآیند برنامه ­سازی بسیار مفیدتر از روش‌های مستقیم در ارائه است؛ چرا كه در روش‌های مستقیم، با تذكرات زیاد و متوالی سبب لجاجت و مقاومت منفی كودكان و نوجوانان می‌شود و بیان ایرادها و نصایح، احساسات آنان را جریحه ­دار می­ سازد. [1] روش استفاده از مَثَل های قرآنی، قصه‌گویی، یادآوری نعمت‌های الهی با نقاشی های ساده و روش نمایشی از جمله روش‌های غیرمستقیم هستند.[2] در سیره بزرگانی چون آیت‌الله بهجت نیز استفاده از روش‌های غیر مستقیم بسیار دیده می‌شد. ایشان هیچ گاه به طور مستقیم به شخص نمی­گفتند: این كار را بكن یا نه، بلكه در ضمن داستان یا حدیثی، قصور و اشتباه اطرافیان را گوشزد می­ كردند.[3]  دانشمندان تاریخ و جامعه شناس در بررسی روحیات و اخلاق گذشتگان از مثل های جاری هر محلی استفاده می كنند. دانستن مثل ها گفتن و نوشتن را آسان می كند. چون این جمله ها كوتاه و زیباست و بر دل می نشیند و گفتگوی دراز را كوتاه می كند و اگر در جای خود استفاده شود اثر حرف بیشتر می شود. البته باید توجه داشت: درست به كار بردن مثل هم خودش یك هنر است. اگر در جای نامناسب گفته شود و یا با موضوعی كه در میان است مطابق نباشد ممكن است صورت متلك به خود گیرد.

مَثَل های قرآنی

واژه مَثَل در لغت و اصطلاح: «مَثَل» در لغت به معنی، مانند، شبیه، صفت، حدیث، قصّه، حجّت، عبرت، علامت.[4] قول مشهور میان مردم و... در اصطلاح تشبیه حقایق عقلی به امور حسّی و قابل لمس را گویند و جمع آن «امثال» است. مانند تشبیه «غیبت كردن» «مشبّه» به «خوردن گوشت مرده برادر دینی» «مشبّه‌به» در قرآن و مانند آن از مسائل عقلی بسیاری که اکثر مردم به خصوص کودکان قابلیت فهم و جذب آن را پیدا نمی‌کنند.[5] از سوی دیگر کودکان به محسوسات و عینیات عادت کرده‌اند بدین خاطر، خداوند برخی از این مفاهیم بلند را در قالب مثل ها بیان فرموده تا کودکان هم آن ها را به تناسب ادراک خود دریابند، بنابراین فلسفه مثال های قرآنی، بیان مسائل بلند و عمیق عقلی در افق فکر و فهم کودکان است. با انواع مَثَل های قرآنی می توان مضامینی از قرآن را برای كودكان دل­پذیر کرد و یا بسیاری از مضامین، مفاهیم و ... علاوه بر استفاده از تمثیلات قرآنی، از قصص انبیا، داستان حیوانات، توصیف بهشت و مواهب آن، آیات مربوط به ستارگان، آسمان‌ها و زمین، كوه و دشت بهره جست. در مجموع با مطالعه این روش ها متوجه می­شویم كه از طریق مَثَل های قرآنی، نقاشی، تصویر و ... می­توان بر جذابیت و شیرینی مَثَل های قرآنی و علاقه كودكان به این موضوع افزود. علاوه بر آن، دركِ مفاهیم از این طریق و استفاده از تصویر تأثیرگذارتر از بیانِ كلام بر حافظه طولانی­مدت کودکان است. كاربرد اصولی از روش در جذب و علاقه‌مندی كودك تأثیر فزاینده­ای می­تواند داشته باشد، اما بیان ضعیف و غیر حرفه­ای آن هم خسارت­ های منفی جبران ناپذیری را بر روح كودكان وارد می‌كند.[6]

هدف از تمثیل در زبان قرآن

مثال های زیبای قرآن گاهی عملی است و به زبانِ كردار بیان می‌شود و گاهی لفظی است و به زبان گفتار بیان می‌شود. البته هدف از مثال های قرآنی برای کودکان رشد بهتر ذهنی آن ها در دریافت و انتقال مفاهیم دینی است. در آیاتی از قرآن، هدف از مثال های قرآنی چنین بیان شده است:

  1. تفکر و اندیشه : این ها مثال هایی است که برای مردم می‌زنیم، شاید در آن بیندیشید.[7]
  2. تذکر و پند گیری: و خداوند برای مردم مثل ها می‌زند، شاید متذکر شوند و پند گیرند.[8]
  3. ادراک و رسیده به دانایی: این ها مثال هایی است که ما برای مردم می‌زنیم و جز دانایان آن را درک نمی‌کنند.[9]

رابطه تمثیل و تشبیه

تمثیل بر وزن تنظیر لفظاً و معناً و مَثَل بر وزن قمر دو لفظی باشند كه اگرچه از نظر هیئت مختلف است امّا از نظر مادّه یكی است و معنای آن در مقام استعمال جنبه مشابهت چیز  را به چیزی دیگر نشان می‌دهد و هر دو زیر مجموعه تشبیه هستند زیرا تشبیه دارای اقسامی است از جمله مَثل و استعاره و كنایه و مجاز.[10] در آیات فوق تأثیرگذاری مثال های قرآنی بر انسان می توان چنین شناخت که درمرحله تذکر و یادآوری است که حقیقت پیام الهی با مثال های قرآنی در خاطر مرور می شود. در مرحله اندیشه و تفکر است که به موضوع مثال های قرآنی و حکمت آن ها اندیشیده می شود. در مرحله ادراک هم با تفکر در مثال های قرآنی، حقایق شناخته و درک می شود.[11] مثل‌های قرآن در قرآن، مخاطبینش به سه قسم تقسیم می‌شوند:

  1.  مثل‌هایی كه موجب تفكّر می‌شود.
  2.  مثل‌هایی كه باعث ادراك می‌شود.
  3. مثل‌هایی كه باعث تذكر و یادآوری می‌شود.[12]

هر كدام از این اقسامِ مَثَل به گروهی از مردم مربوط می‌شود.

انواع مثل‌هایی قرآنی

 در قرآن سه نوع مَثَل داریم، شاید هم بتوان گفت كه مثل‌ها به چهار صورت بیان گردیده است:

  1. آن‌كه صورت تشبیه دارد.
  2. آن‌كه مربوط به داستان است.
  3. آن‌كه برای برگرداندن لغت از زبانی به زبان دیگر است.
  4. آن‌كه از سیاق عبارت و مفهوم آن، وجود مَثَل نمایان است.[13]

فلسفه مثل‌های قرآن، تنزّل مسائل بلند و عمیق و بیان آنها در افق فكر مردم است و نقش مثال كه هنر به حساب می آید درتوضیح مباحث انكار ناپذیر است و هیچ علمی ازآن بی نیاز نیست ودر مباحث علمی تربیتی اجتماعی اخلاقی و...ازآن بهره می‌گیرند.[14] اهمیت مثل در پیام اوست نه در بزرگی و كوچكی چیزی كه به آن مثال زده می شود «مُمَثَّل» از جمله آثار مَثَل:

  1. درجه اطمینان را بالا می‌برد.
  2. لجوجان را خاموش می‌سازد.
  3.  فهم مسائل را همگانی می‌كند.
  4. حقایق پیچیده منطقی و عقلی و دور از دسترس را حسّی و نزدیك می‌كند.

در قرآن می‌خوانیم در برابر كسانی كه در مورد آفرینش حضرت مسیح (ع) ایراد می‌كردند كه مگر ممكن است انسانی بدون پدر متولد شود، می‌فرماید: مَثَل عیسی در نزد خدا همانند آدم است كه او را از خاك آفرید.[15] ما هر قدر بخواهیم در برابر افراد لجوج بگوییم: این كار در برابر قدرت‌ بی‌پایان خدا كارِ ساده‌ای است باز ممكن است بهانه‌گیری كنند، امّا هنگامی كه به آنها بگوییم: آیا قبول دارید كه انسانِ نخستین از خاك آفریده شده است؟ خداوندی كه چنین قدرتی دارد چگونه نمی‌تواند انسان را از بشری بدون پدر متولّد سازد!!! قرآن از هر مَثَلِ بجا كه كاملاً هماهنگ و منطبق با مقصود و جنبه تربیتی هم داشته باشد، استفاده كرده است چرا كه این جاهلان، منافقان و بداندیشان هستند كه از مثال‌های انحرافی و گمراه كننده بهره می‌برند.[16] حق مثل ها را زند هرجا بجاش//می‌كند معقول را محسوس و فاش. تا كه دریابند مردم، از مثل//آنچه مقصود است بی نقص و خلل.[17]

تفكیك مَثَل از ضرب‌المثل

در قرآن بیش از پنجاه مَثَل دیده نمی‌شود و این‌كه در بعضی از كتاب‌های «امثال القرآن» مثل‌ها را تا یكصد و سی شماره ذكر كرده‌اند صحیح نمی‌باشد، زیرا در آن ها، ضرب‌المثل‌های قرآن نیز مَثَل به حساب آمده است، حال آن‌كه این دو یكی نیستند، مثلاً آنچه در دو آیه 164 و 39، سوره های انعام و نجم آمده، مَثَل به حساب آورده شده، در حالی که ضرب‌المثل هستند، زیرا در آن ها، تشبیهی بیان نشده است. [18] همه مثل‌ها در این جهت شریكند و برای رعایت اختصار تنها مادّه مَثَل (مانند: انفاق و دانه كه مادّه مَثَل همان دانه‌ای است كه 700 دانه به بار آورد) كه قوامش به آن است، ذكر شده و از سایر اجزای كلام صرف نظر شده است.[19] ضرب المثل عبارتست از «هر گفتار و قولی است كه دارای تشبیه مجازی [نه حقیقی مانند تمثیلات] باشد و با نهایت ایجاز معنایی عام از آن استفاده گردد و به صورت كوتاه و در مواقع خاص به خود به آن استشهاد نمایند.»[20] نمونه ای از این ضرب المثل های قرآنی و معادل فارسی آن ها چنین است:

  1. «قَالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَی وَلَـكِن لِّیطْمَئِنَّ قَلْبِی. شنیدن كی بود مانند دیدن»[21]
  2. «وَمَن یهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ یجِدْ فِی الاَْرْضِ مُرَ غَمًا كَثِیرًا. از تو حركت از خدا بركت»[22]

در مقابل «ضرب المثل ها» «امثال واضحه» هستند كه دارای واژه مثل است و در آن ها چیزی به چیز دیگر تشبیه شده است. گاه نیز لفظ و واژه مثل در آن نیامده و با ادوات دیگر مثل «كاف تشبیه» و یا با حذف ادوات است ولیكن با حفظ معنای تشبیهی به كار می رود كه متناسب با هر یك معنا و تعریف خاصی به خود می گیرد.

  1. «وَمَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ؛ پیری و هزار درد»[23]
  2. « لَكُمْ دِینُكُمْ وَلِی دِینِ؛ عیسی به دینش موسی هم به دینش»[24]
  3. «لَوْ كَانَ فِیهِمَا آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتَا؛ آشپز که دوتاشد آش یاشور یابی نمک می شود»[25]

نقد برخی مَثَل ها

 برخی از مَثَل ها قابل نقد و بررسی بوده و حتی خلاف قرآن می باشد:

  1. جنگ اول به از صلح آخر: قرار اول کار بهتر از تفاهم پس از دعواست.نقد:کی گفته جنگ بهتر از دعواست؟
  2. چاقو دسته خودش را نمی برد: نزدیکان و دوستان به یکدیگر زیان و آسیب نمی رسانند.نقد:من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد آن آشنا کرد.
  3. خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو: چنان باش که همگان هستند تا رسوا نشوی.نقد:قرآن می گوید اکثر مردم، جاهل و نادان و...و قَلیلٌ مِن عبادِی الشّکور

ضرب المَثَل های فارسی

ضرب‌المثل ​حاوی داستان و حوادث پند آموزی است که گاهی هنگام ​صحبت کردن برای ​بیان پیشگویی های احتمالی نتایج انجام برخی از کارها به مخاطب به کار می رود. واژه ضرب المثل از دو قسمت "ضرب" و "مثل" تشکیل شده است. ضرب به معنی "زدن" و مثل نیز به معنی "داستان" می باشد. به عبارت دیگر ضرب المثل به معنی "مثل زدن" نیز می باشد. البته ضرب المثل های ایرانی تنها برای ​تلنگر زدن به کار نمی روند و در برخی موارد هدف از بیان این ضرب المثل های فارسی آموزش مفاهیم مختلف ​زندگی به افراد در قالب یادآوری سخنان ارزشمند گذشتگانی است که حقایق بسیاری را تجربه کرده اند. از پرندگان، حیوانات، جانوران و ... در فارسی ضرب المَثَل های فارسی آمده که می توان با پرسش مطرح کرد. مانند:

  1. یک ضرب المَثَل بگو که در آن واژه کبوتر باشد. ج- کبوتر با کبوتر، باز با باز.
  2. یک ضرب المَثَل بگو که در آن واژه گربه باشد. ج- در دیزی باز است حیای گربه کجا رفته.
  3. یک ضرب المَثَل بگو که در آن واژه موش باشد. ج- موش تو سوراخ نمی رفت جارو به دمش بست.
  4. یک ضرب المَثَل بگو که در آن واژه کلاغ باشد. ج- کلاغِ اومد راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش را فراموش کرد.
  5.  در ادامه تعدادی ضرب المثل ​همراه با معنی آن ها بیان شده اند که برای مطالعه هر کدام  از آن ها عنوان ضرب المثل را انتخاب کنید.... در ادامه به پیوست مراجعه فرمایید.

در ادامه به پیوست مراجعه فرمایید.

اسامی حیوانات در قرآن

برای آشنایی با مهارت‌های موردنیازتان در تدریس می‌توانید با کلیک روی هرکدام از موارد زیر، به آن‌ها دسترسی داشته باشید:

  1. شعر
  2. اردو
  3. مثل‌ها
  4. مسابقه
  5. گِل‌بازی
  6. کلاسداری
  7. اسباب‌بازی
  8. نقد داستان
  9. تربيت برتر
  10. جدول قرآنی
  11. پوشش مربّی
  12. قصه‌های قرآن
  13. قصه حیوانات
  14. اشعار کودکانه
  15. پرسش و پاسخ
  16. مهارت «پایان»
  17. مهارت «بازی»
  18. مهارت «شروع»
  19. مخاطب شناسی
  20. پرسش استاندارد
  21. اطلاعاتی از قرآن
  22. مهارت «تدریس»
  23. بیست اصل تربیتی
  24. مهارت «نویسندگی»
  25. مهارت‌ «قصّه‌گویی»
  26. مهارت «شعرخوانی»
  27. شیوه «تنظیم محتوا»
  28. مهارت «تابلونویسی»
  29. مهارت «رنگ آمیزی»
  30. مهارت «فرزندپروری»
  31. مهارت آموزش «مفاهیم قرآنی»

https://el.balagh.ir/sites/default/files/field/image/content/nsh-ykh-rwz-z-khls.png

اسامی حیوانات در قرآن

.

پانویس:[1] . قائمي، علي. 1370. نقش مادر در تربيت فرزند. تهران: اميري.[2] . مقدسي­ پور، علي. 1382. «اصول و روش‌هاي آموزش مفاهيم ديني به كودكان». ماهنامه معرفت. شماره 75. 36 ـ 44.[3] . باهنر، ناصر. 1385. رسانه­ ها و دين (از رسانه ­هاي سنتي تا تلويزيون). تهران: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز تحقيقات.[4] . «مبرّد» از علمای بزرگ ادبیات عرب در تعریف «مثل» گوید: «المثل مأخوذٌ من المثال و هو قولٌ سائِرٌ یشَبَّهُ به حال الثانی با الاوّل و الاصلُ فیه التشبیه; مثل از مثال گرفته شده و كلامی است كه به وسیله آن حال دوّمی را به اوّلی تشبیه می كنند و اصل در آن عنصر «تشبیه» است. امثال القرآن، ص ۱، علی اصغر حكمت، چاپ دوم، بنیاد قرآن، ۱۳۶۱، به نقل از مقدمه مجمع الامثال میدانی[5] . در این «مَثَل» همان‌گونه كه جای كنده شده بدن مرده پُر نخواهد شد، آبروی ریخته شده كسی هم كه مورد غیبت قرار گرفته جبرانی ندارد، لذا (احتمالاً) وجه تشبیه «عدم قابلیت جبران است.» رابطه تمثیل و تشبیه: تمثیل بر وزن تنظیر لفظاً و معناً و مَثَل بر وزن قمر دو لفظی باشند كه اگرچه از نظر هیئت مختلف است امّا از نظر مادّه یكی است و معنای آن در مقام استعمال جنبه مشابهت چیز  را به چیزی دیگر نشان می‌دهد و هر دو زیر مجموعه تشبیه هستند زیرا تشبیه دارای اقسامی است از جمله مَثل و استعاره و كنایه و مجاز. سوره حجرات، آیه 12، . معجم مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهانی، اسماعیلیان. قم، ص 438ـ481، و «فرهنگ عمید، حسن عمید، امیر كبیر تهران، چاپخانه سپهر، چاپ اوّل، 1363، ص 1058 و قاموس قرآن، علی اكبر قریشی دارالكتب الاسلامیه، چاپخانه حیدری چاپ یازدهم، 1372، ج «7ـ6ـ5» ص 237 و «مثال‌های زیبای قرآن، ناصر مكارم شیرازی، انتشارات نسل جوان، چاپ اول 1378 ه‍ ش، چاپخانه مدرسه الامام امیرالمؤمنین ص 13» تفسیر الامثال القرآن، اسماعیل اسماعیلی، نشر اسوه، چاپ الهادی، چاپ اوّل 1368 ه‍ ش، و پایان نامه سید احمد میر خلیلی 15 موجود در كتابخانه مركز فرهنگ و معارف قرآن، ص 123 و 114، با كمی تغییر6] . ناصر مکارم شیرازی، مثالهای زیبای قرآن، تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژادی، انتشارات نسل جوان، 1378، چ1، ص13[7] . وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ»؛ ما این مثل‌ها را برای مردم بیان می‌كنیم، شاید اندیشه كنند.سوره حشر، 21[8] . وَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یتَذَكَّرُونَ‌؛ خداوند برای مردم مثل‌ها می‌زند، شاید متذكّر شوند. ابراهیم، 25[9]. وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ؛ ما این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم و لكن این مثل‌ها را جز اندیشمندان درك نمی‌كنند. سوره عنکبوت،43 [10] . یادداشت‌های محمّد حسین توسلی گلپایگانی،‌تحت عنوان مثلهای قرآن، ص 2، موجود در كتابخانه مركز فرهنگ ومعارف قرآن دفتر تبلیغات قم[11] .ناصر مکارم شیرازی، مثال های زیبای قرآن، تهیه و تنظیم ابوالقاسم علیان نژادی، انتشارات نسل جوان، 1378، چ1، ص17[12] . سوره ابراهیم، آیه 2، .سوره حشر، آیه 21 و سوره عنكبوت، آیه 43، مثال‌های زیبای قرآن، ناصر مكارم شیرازی، ص 114 و تفسیر امثال القرآن، ص 116 با كمی تغییر در عبارت‌ها[13] . صریحاً ذكر شده است: «مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْراه...؛ جمعه، 5» با حرف «كاف» آمده است: «أَوْ كَصَیبٍ مِنَ السَّماءِ...؛ بقره، 19»  با كلمه مَثَل و حرف كاف «هر دو» بیان شده است: «مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً...؛ بقره، 17»  در آیه كلمه «مَثَل» و حرف «كاف» وجود ندارد ولی از سیاق عبارت و مفهوم آن، وجود مَثَل نمایان است: «إِنَّ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِایاتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابَ السَّماءِ وَ لا یدْخُلُونَ الْجَنَّه حَتَّى یلِجَ الْجَمَلُ فی سَمِّ الْخِیاطِ...؛ اعراف، 40» «مَثَل» غالباً از چیزها، جمادات، گیاهان، جانوران و نظایر آن گفتگو می‌نماید و جزء محكمات قرآن است، زیرا برای روشن كردن معنای متشابه آورده می‌شود، ولی گاهی ممكن است برای كسانی كه به مفهوم آن آشنا نیستند متشابه باشد. تفسیر امثال القرآن، ص 11614] .مثال‌های زیبای قرآن، ناصر مكارم شیرازی، ص 1315].إِنَّ مَثَلَ عِیسى عِنْدَاللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ...؛ آل عمران، 59[16]. همان، زمر، 27 و  . تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی، دارالكتب الاسلامیه تهران، چ 6، 1365 ه‍ ش، چاپخانه مروری، ج 10، ص 174ـ172، با كمی تغییر در عبارت‌ها[17] إنّما مَثَلُ الحیوةِ الدّنیا کمآء أنزلناه مِنَ السّمآءِ فاختَلَطَ بِه نباتُ الأرضِ مِمّا یأکُل النّاسُ و الأنعامُ حتّی إذا أخذتِ الأرضُ زُخرفها و ازّینَت وظَنّ أهلُها إنّهُم قادِرونَ علیها، أتیها أمرنا لیلاً أو نهاراً فجعلناها حصیداً کأن لم تَغنَ بِالأمسِ کذلِک نُفَصِّلُ الآیات لِقوم یتفکّرون؛در حقیقت، مَثَل زندگانی دنیا به سان آبی است که آن را از آسمان فرو ریختیم، پس گیاه زمین ـ‌از آنچه مردم و دامها می‌خورند‌ـ با آن در‌آمیخت، تا آنگاه که زمین پیرایه خود را بر‌گرفت و آراسته گردید و اهل آن پنداشتند که آنان بر آن قدرت دارند، شب یا روزی فرمان (ویرانی) ما آمد و آن را چنان در کردیم که گویی دیروز وجود نداشته است. این‌گونه نشانه‌ها‌(ی خود) را برای مردمی که اندیشه می‌کنند به روشنی بیان می‌کنیم».سوره‌ی یوسف، آیه‌ی24 و امثال القرآن، اسماعلیل اسماعیلی، ص 113 و صاحب تفسیر منهج‌الصادقین می‌نویسد: آب باران چون به اندازه بیاید و به قدر حاجت نازل گردد، سبب آرامش و آسایش جهانیان است، اما چون از اندازه بگذرد باعث خرابی جهان است، مال دنیا نیز تابه مقدار احتیاج به دست آید، مقاصد دین و دنیا بر‌آورده گردد و فایده آن به همه برسد و چون رو به ازدیاد نهد و خزانه و انبار پر شود، موجب ارتکاب معصیت و تفاخر گردد. برخی نیز در بیان این تشبیه گفته‌اند: باران چون به گل برسد، بر لطافت و طراوت آن می‌افزاید و چون به خار گذرد، حدّت آن زیاده گردد. مال دنیا نیز چون به مُصلح برسد، صلاح او بیفزاید: «المال الصالح للرجل الصالح» و اگر به دست مفسد افتد، مایه فساد و عناد او گردد.غرض از ذکر این تمثیل همان‌طور که خداوند سبحان می‌فرماید: ذکری است برای صاحبان خرد. ر. ک به: تفسیر نمونه، تفسیر مجمع البیان، طبرسی و تفسیر راهنما، هاشمی رفسنجانی، کشف الاسرار، منسوب به خواجه عبدالله انصاری و منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ملا فتح‌الله کاشانی[18] . دو آیه شریفه: «وَ لا تَزِرُ وازِرَه وِزْرَ أُخْرى» ونیز «لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى...» كه مَثَل به حساب آورده شده، ضرب‌المثل هستند، زیرا كه در آن ها، تشبیهی بیان نشده است. سوره انعام، آیه 164، سوره نجم، آیه 39 و  مثال‌های زیبای قرآن، ناصر مكارم شیرازی، ص 13. متن و پاورقی[19] . ترجمه المیزان، محمّد حسین طباطبایی، مترجم محمدتقی مصباح، بنیاد علمی و فكری علاّمه طباطبائی، چ2، 1364، ج 2، ص 453 و 541.  مركز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه[20] . از این مثل ها به «امثال كامنه» نیز نام برده اند. امثال القرآن، ص ۱، علی اصغر حكمت، چاپ دوم، بنیاد قرآن، ۱۳۶۱، به نقل از مقدمه مجمع الامثال میدانی، ص ۳ و الاتقان فی علوم القرآن، ج ۲، ص ۴۲ ، ۱; جلال الدین عبدالرحمن السیوطی، تحقیق مصطفی دیب البغا، ۲ جلد، الطبعه الثالثه، دار ابن كثیر، ۱۴۱۶هـ .ق[21] .بقره، 260[22] .نساء، 100[23] .یس، 68: هرکه را طول عمر دادیم او را در آفرینش واژگون می کنیم. یعنی قامتش خم شده، فراموشکار و قدرتش کم می شود[24] .کافرون، 6: دین شما براى خودتان و دین من براى خودم[25].انبیاء، 22: اگر در زمین و آسمان جز خدا، خدایانى دیگر وجود داشت قطعا زمین و آسمان تباه می شدند

پیوستاندازه
PDF icon مثل‌ها1.15 مگابایت