چراغ‌به‌دست

بانوی مهربان
دریکی از روزهای خوب بهار، کودکی به دنیا چشم گشود که بعدها یکی از مشهورترین زنان جهان شد. او بسیار کنجکاو بود. همیشه می‌خواست که رویدادهای تازه را به چشم خود ببیند، نه این که تعریف آن‌ها را از دیگران بشنود.ازاین‌رو دقیق می‌شد که سر از هر کاری درآورد. روزی که در بیمارستانی از بیماران عیادت می‌کرد دریافت که از همین‌جا بایستی شروع کند. بیمارستانی که او در آن بود مانند دیگر بیمارستان‌های آن زمان کثیف بود. پرستاران نمی‌دانستند چگونه از یک بیمار باید پرستاری کرد. در آن زمان پرستاری کار آبرومندی نبود و به پرستاران مانند امروز به دیدهٔ احترام نگاه نمی‌کردند. ازاین‌رو به پدر و مادرش گفت: ... دوست دارد پرستار شود. آن‌ها از این گفته وحشت کردند. با تمام قدرت مخالفت کردند، تا دخترشان به این کار مشغول نشود. اما او با مهربانی درراه بهبود حال بیماران کوشید و همین کار او سبب شد که امروز به یاد این بانوی مهربان مشهور به بانوی چراغ‌به‌دست باشیم.

دریکی از روزهای خوب، کودکی به دنیا چشم گشود که بعدها یکی از مشهورترین زنان جهان شد. در حقیقت او با یک‌عمر تلاش و کوشش درراه بهبود حال بیماران سبب شد که امروز به یاد این زن مهربان باشیم. او بسیار کنجکاو بود. همیشه می‌خواست که رویدادهای تازه را به چشم خود ببیند، نه اینکه تعریف آن‌ها را از مردم بشنود. ازاین‌رو دقیق می‌شد که سر از هر کاری درآورد. روزی که در بیمارستانی از بیماران عیادت می‌کرد دریافت که از همین‌جا بایستی شروع کند، چون بیماران به پرستاری او نیاز بیشتری داشتند. بیمارستانی که او در آن بود مانند دیگر بیمارستان‌های آن زمان کثیف بود و بسیار بد اداره می‌شد. پرستاران نمی‌دانستند چگونه از یک بیمار پرستاری کنند. درنتیجه بیشتر بیمارانی که در بیمارستان بستری می‌شدند می‌مردند. در آن زمان پرستاری کار آبرومندی نبود و به پرستاران مانند امروز به دیدهٔ احترام نگاه نمی‌کردند. ازاین‌رو هنگامی‌که به پدر و مادرش گفت: ... دوست دارد پرستار شود. آن‌ها از این گفته اش، وحشت کردند و با تمام قدرت مخالفت کردند، تا دخترشان به این کار که برازندهٔ او نبود مشغول نشود. اما او با مهربانی درراه بهبود حال بیماران کوشید و همین کار او سبب شد که امروز به یاد این بانوی مهربان مشهور به بانوی چراغ‌به‌دست باشیم. به پیوست مراجعه فرمایید.

پرستار که باشی!...

  • پرستار که باشی شاید در رویای بچه ها غول سفید پوشی هستی که مدام می خواهی، آمپولشان بزنی.
  • پرستار که باشی شاید خیلی ها، خیلی چیزها را ندانند امّا تو می دانی که فرشته­ ایی با لباسی سفید و مقدّسی.
  • پرستار که باشی شاید بدانی که پرستاری یکی از راه های قُرب به خداوند و دست یابی به کمال انسانی است.
  • پرستار که باشی شاید کسی نداند که تو چقدر خندیدی با خنده های بیمارت و چقدر اشک ریختی با با اشک هایش.
  • پرستار که باشی شاید کسی نداند که چه شب ها از فرط خواب و خستگی چقدر چرت زدی روی میز ایستگاه پرستاری.
  • پرستار که باشی شاید بدانی که چنین نگرشی به حرفه ­ات، نشاط و علاقه ویژه ای در وجودت ایجاد می ­کند تا شغلت را، وظیفه ای الهی-انسانی بدانی و خدا هم به نامت در بهشت برایت جایی آفریده است.[1]
  • پرستار که باشی شاید بدانی که اگر فردی در زمینه اصول علمی و حرفه‌ای؛ مراقبت، درمان و آموزش بیماران تحصیل کرده و در آن مهارت یافته تا از پیران، کودکان و ... مراقبت و یا از بیماران مواظبت ‌کند، پرستار گویند.
  • پرستار که باشی باید بدانی که امام زین العابدین(ع) درباره حضرت زینب كبری(ع) فرمود: «شبی كه فردای آن پدرم به شهادت رسید، من نشسته بودم و عمه ام زینب در نزد من بود و از من به گونه ای نیكو پرستاری می كرد.»[2]

هرسال در ۱۲ماه مه، یا 5 جمادي الاولي به مناسبت روز تولّد حضرت زینب كبری (ع) روز پرستار و بهورز است. روز جهانی پرستار به منظور قدردانی از پرستاران، در اقصی نقاط جهان گرامی داشته می‌شود. به این خاطر که زادروز بانوی چراغ‌به‌دست فلورانس نایتینگل پرستار انگلیسی و بنیان گذار حرفه پرستاری مدرن در ۱۲مه است، این روز به عنوان روز پرستار انتخاب شده‌است.[3]