چرا

چرا
اداره کلاس برای یادگیری مؤثر، مهارت پیچیده ای است که مربی باید بیاموزد. بدیهی است که برای موفقیت در این کار، تنها آشنایی با برخی مهارت ها کفایت نمی کند بلکه مستلزم هنرمندی شخص مربی است. در این زمینه می توان از ساده‌ترین مهارت‌ها که نقش مهمی در یادگیری دارد، استفاده کرد. مطالعه کتاب‌ها، مجلات و مطالب مختلف می‌تواند در این زمینه بسیار موثر باشد. البته باید دانست، در کلاس به علت آن که مربی پاسخ سوال را می‌داند استرس دانش آموزان افزایش می‌یابد و اضطراب زیاد می‌تواند به فرایند یادگیری آسیب برساند؛ در چنین شرایطی ممکن است تعامل شکل عادی خود را از دست بدهد. بنابراین مربی باید به این مسئله هنگام پرسش از شاگردان توجه نماید و با ایجاد جوی صمیمی و دوستانه، تعامل با دانش آموزان را افزایش دهد. ادامه در پیوست: ساده‌ترین مهارت‌

اداره کلاس موفق با مساعد ساختن کلاس برای یادگیری مؤثر، مهارت پیچیده ای است که مربی باید بیاموزد و مدام بر معلوماتش در این مورد بیفزاید. اداره کلاس با موفقیت بیش تر را در کلاسداری موفق می توان یافت. بدیهی است که برای موفقیت در این کار، تنها آشنایی با برخی مهارت ها کفایت نمی کند بلکه مستلزم خلاقیت و هنرمندی شخص مربی است که مستلزم یادگیری، تمرین و تجربه جدی است. در این زمینه می توان برای ارزیابی هوشی دانش آموزان از پرسش بهره ‌برد. پرسش از ساده‌ترین و رایج‌ترین مهارت‌ها می‌باشد که نقش مهمی در یادگیری بازی می‌کند؛ لذا از این امر در یادگیری موثر استفاده می‌کنیم. مهم‌ترین عامل موفقیت مربی همین روش است که مربی در تدریس خود به طور کامل باید مسلط باشد. در صورتی مربی این شرط اساسی را دارا باشد می‌توان امیدوار بود که تدریس موفقی را با این شرط اساسی به سطح مطلوبی برساند. لازم به ذکر است که مطالعه کتاب‌ها، مجلات و مطالب مختلف مربوط به این موضوع و کمک گرفتن از مربیان با تجربه‌ای که قبلاً تدریس موفقی را اجرا کرده‌اند می‌تواند در این زمینه بسیار موثر باشد. اما، یکی از مهم‌ترین دلایل بی رغبتی به سوال ناشی از ترس در مقابل واکنش‌های منفی همکلاسی ها می‌باشد. باید دانست، در کلاس به علت آن که پرسشگر پاسخ سوال را می‌داند استرس دانش آموزان افزایش می‌یابد و اضطراب زیاد می‌تواند به فرایند یادگیری و نگرش دانش آموز نسبت به مربی آسیب برساند؛ در چنین شرایطی ممکن است تعامل شکل عادی خود را از دست بدهد. بنابراین مربی باید به این مسئله هنگام پرسش از شاگردان توجه نماید و با ایجاد جوی صمیمی و دوستانه، تعامل با دانش آموزان را افزایش دهد. جملات پرسشی یا  ادات استفهام از جمله ابزارهای زبانی هستند که برای پرسش به کار می روند.[1] واژگان پرسشی، مانند: به طور معمول در ابتدای جمله قرار می‌گیرند و پس از آن ها فعل صرف‌شده و دیگر اعضای جمله می‌آیند. رسم بر این است که هنگام نوشتن، در آخر جمله پرسشی علامت پرسشقرار می دهند؟ مانند:

  1. خورشید زرد است
  2. امام حسین(ع) قیام کرد
  3. دود از دودكش بالا می‌رود
  4. خدا انسان‌ها را امتحان می‌کند
  5. مار نمی‌تواند به مسافرت برود
  6. به كعبه، بیت الحرام می گویند
  7. دوچرخه خودش نمی‌تواند بایستد
  8. فقط امام علی(ع) امیرالمومنین است
  9. لك‌لك موقع خواب یك پایش را بالا می‌گیرد
  10. امام على (ع) سخنانش را نمی‌توانست به هرکس بگوید

پاسخ ها و ادامه پرسش ها در پیوست: ساده‌ترین مهارت‌

 

اِسْتِفْهام‌، اصطلاحی‌ است به‌ معنای‌ پرسیدن‌، طلب‌ خبر یا طلب فهم نسبت به شیء مجهول یا مشکوک است.[2] به‌ دو طریق‌ می‌توان‌ جمله‌ را به‌صورت‌ پرسشی‌ درآورد:

  1. با تغییر آهنگ‌ کلام،
  2. با آوردن‌ یکی‌ از ابزارهای‌ استفهام.‌‌[3]

با توجّه به این نگرش دو نوع جملۀ پرسشی داریم که عبارتند از: جملات پرسشی‌ با کلمۀ پرسشی که در آن ها از کلمات پرسشی استفاده شده است؛ مانند: کجا، کی، چه، چرا، چند، چطور، چگونه، چه‌کسی و ... ؟  پرسش‌واژه‌ها را کلمات پرسشی ضمیری خوانده‌اند و برخی دیگر پرسش‌واژه‌ها را با عنوان ادوات استفهام آورده‌اند. خبر داری که سیّاحان افلاک//چرا گردند گِردِ کعبۀ خاک؟![4] جملات پرسشی‌ بدون کلمۀ پرسشی که در آن ها نیازی به حضور ادوات پرسشی نیست و آهنگ پرسشی گوینده در ادای جملات کافی است؛ مانند: این کتاب مال شماست؟ واژگان پرسشی را می‌توان بر اساس نقش فاعل‌، قیدهای زمان و مکان مورد پرسش قرار داد:

  • سوال درباره علت: چرا تو اینقدر دیر آمدی؟ چون قطار تاخیر داشت.
  • واژگان پرسشی: چرا/چطور/چگونه؟ نیز برای آگاهی از چرایی و علت یک پدیده مورد استفاده قرار می‌گیرند.
  • سوال درباره فاعل: چه کسی به تو این کتاب را داده است؟ معلم. این چه چیزی است؟ این چیه؟ این یک موبایل است.
  • سوال درباره زمان: شما چه موقع صبحانه خوردید؟ ساعت 7. واژه پرسشی چه موقع/کی؟ نیز برای آگاهی از زمان وقوع یک فعالیت مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • سوال گزینشی: کدام ماشین را بیشتر دوست داری؟  قرمز را. از واژه پرسشی: کدام؟ برای مورد گزینش قرار دادن و جدا کردن یک پدیده از دیگر موارد استفاده می‌گردد.
  • جملات سوالی به همراه حرف اضافه: استفاده از حروف اضافه محاوره‌ای است و در زبان معیار بهتر است که از حروف اضافه استفاده بشود. من با چه چیزی می‌توانم کمک بکنم؟
  • سوال در باره حالت و قید: طوری؟ خوب. برای آگاهی از چگونگی انجام یک فعالیت و یا مورد سوال قرار دادن حالت یک پدیده می‌توان از واژه پرسشی: چگونه/چطور؟ استفاده کرد.
  • سوال درباره دلیل یک اقدام: برای چه می‌خواهی کاراته یاد بگیری؟ تا از خودم دفاع بکنم. از واژه پرسشی: برای چی؟ نیز برای آگاهی از علت انجام گرفتن یک فعالیت استفاده می‌گردد.
  • سوال درباره مفعول: با استفاده از واژه پرسشی چه کسی را/که را؟ می‌توان مفعول مستقیم را مورد سوال قرار داد. تو کتاب را به چه کسی دادی؟ به دوست‌پسرم. شما چه کسی را دیدید؟ مربی‌مان را.
  • سوال درباره مالکیت: این ماشین برای چه کسی است؟ این ماشین سلمان است. با استفاده از واژه پرسشی: برای چه کسی/مال که؟ می‌توان عبارت ملکی را مورد سوال قرار داد و از مالک یا دارنده یک شی یا فرد اطلاع پیدا کرد.
  • سوال درباره مکان: ایستگاه قطار کجاست؟ درست در آن گوشه. شما به کجا می‌روید؟ ما به ایستگاه قطار می‌رویم. اهل کجا هستی؟ من اهل قم هستم. برای آگاهی از مکان یک عبارت می‌توان باتوجه به محتوای عبارت و هم چنین فعالیتی که مورد سوال قرار گرفته است از واژگان پرسشی:کجا؟ به کجا؟ اهل کجا/از کجا؟ استفاده کرد.[5]

  1. چرا خورشید زرد است؟
  2. چرا امام حسین(ع) قیام کرد؟
  3. چرا دود از دودكش بالا می‌رود؟
  4. چرا خدا انسان‌ها را امتحان می‌کند؟
  5. چرا مار نمی‌تواند به مسافرت برود؟
  6. چرا به كعبه، بیت الحرام می گویند؟
  7. چرا دوچرخه خودش نمی‌تواند بایستد؟
  8. چرا فقط امام علی(ع) امیرالمومنین است؟
  9. چرا لك‌لك موقع خواب یك پایش را بالا می‌گیرد؟
  10. چرا امام على (ع) سخنانش را نمی‌توانست به هرکس بگوید؟

پاسخ ها و ادامه پرسش ها در پیوست: ساده‌ترین مهارت‌


[1] . ادوات پرسش یا ادات استفهام، کلماتی هستند که برای سوال و پرسش بکار می روند. ادات به کلمه‌ای گفته می‌شود که به تنهایی معنی مستقلّی ندارد و معنی آن در کنار کلمه‌ای دیگر مشخص می‌شود مانند: بر، از، که.[2] .چرا؟ که درمورد علت وسبب است: دوستان عیب کنندم که چرا دل بتو دادم/ باید اول به گفتن که چنین خوب چرایی؟ اِسْتِفْهام‌، اصطلاحی‌ در دستور زبان‌ عربی‌ به‌ معنای‌ پرسیدن‌، طلب‌ خبر یا ایضاح‌ کردن‌ می باشد. استفهام طلب فهم نسبت به شیء مجهول یا مشکوک است. اصل در استفهام، طلب فهم و کسب خبر است، و در مواردی، از صورت حقیقی خود خارج می‌شود و برای مقاصد دیگر به کار می‌رود. استفهام به معنای استخبار قبل از استفهام است؛ یعنی اگر مطلب خوب فهمیده نشود، برای روشن شدن، استفهام به کار می‌رود.  سیوطی، عبدالرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۳، ص۲۶۷ و زرکشی، محمد بن بهادر، البرهان فی علوم القرآن (باحاشیه)، ج۲، ص۳۲۶-۳۲۷.[3] . ابزارهای‌ استفهام‌ در جمله خبری‌، که‌ در این‌ حالت‌ نیز ترتیب‌ جمله‌ حفظ خواهد شد برای‌ جملات‌ پرسشی‌ در زبان‌ فارسی‌. پرسش‌ ممکن‌ است‌ درباره یک‌ گزارش‌، یا یکی‌ از ارکان‌ کلام‌، یا یکی‌ از قیود جمله‌ باشد. و آن‌ «طلب‌ حصول‌ صورت‌ شی‌ء در ذهن‌» است‌.[4] . ر.ک؛ احمدی گیوی و انوری، 1368: 244ـ 245.[5] . دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «استفهام»، فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۱۸۹، برگرفته از مقاله «استفهام». فرهنگ‌نامه علوم قرآنی، برگرفته از مقاله «استفهام».

پیوستاندازه
PDF icon ساده‌ترین مهارت‌583.63 کیلوبایت