محرم

محرم
ای حسین ای کشته دین و نماز بنده پاک خدای بی‌نیاز ای حسین ای سرو آزاد جهان دشمن ستم همه‌ی غارتگران ای حسین ای بنده پاک خدا بهر قرآن کرده‌ای جان را فدا تو حسینی، جدّ تو پیغمبر است بر قلوب مؤمنان او رهبر است خواستی تا دین حق یاری کنی بهر حفظ دین حق کاری کنی ظالمان گفتند با ما یارشو با یزید و کافران همکارشو دست رد بر سینه آنان زدی دور بودی از گناهان و بدی درنبردی نابرابر با سپاه کافران جان خود کردی فدا ای جانِ جان تو شهیدی زنده‌ای پاینده‌ای تا ابد در خاطر ما زنده‌ای سینه میزند بابا توی کوچه‌مان امشب بسته روی پیشانی یک نوارِ «یا زینب» فرشِ کوچکی را هم او به کوچه آورده شمع و شربت و پرچم نذرِ بچه‌ها کرده سینه می‌زنم من هم با شعار یا «زهرا» اسم دسته ما هست: دخترانِ عاشورا

دسته‌ی ما كوچیكه

فقط یه پرچم داره

بابا جونم برامون

شربت و شیر می‌آره

نذر علی‌اصغره

شربت و شیر شیرین

باهم می‌گیم یا حسین «ع»

بابام می‌گه: آفرین!

مهری ماهوتی

پیچیده توی کوچه
بوی گلاب و اسفند
خشکیده بر لب ما
گل‌های‌ سرخ لبخند

ماه محرم آمد
دل‌ها چه سوگوار است
خورشید هم از این داغ
غمگین و داغدار است

طیبه شامانی

ای حسین ای کشته دین و نماز
بنده پاک خدای بی‌نیاز

ای حسین ای سرو آزاد جهان
دشمن ستم همه‌ی غارتگران

ای حسین ای بنده پاک خدا
بهر قرآن کرده‌ای جان را فدا

تو حسینی، جدّ تو پیغمبر است
بر قلوب مؤمنان او رهبر است

خواستی تا دین حق یاری کنی
بهر حفظ دین حق کاری کنی

ظالمان گفتند با ما یارشو
با یزید و کافران همکارشو

دست رد بر سینه آنان زدی
دور بودی از گناهان و بدی

درنبردی نابرابر با سپاه کافران
جان خود کردی فدا ای جانِ جان

تو شهیدی زنده‌ای پاینده‌ای
تا ابد در خاطر ما زنده‌ای

مهری طهماسبی دهکردی

یارِ امام برادرش
حُر و علی‌اکبرش

برای ما مسلمونا
برای قرآن و خدا

تا باقی باشه دین ما
دین پیامبر خدا

حالا امامِ خوب ما
تنها میون دشمنا

کشته شدن دور و برش
حتی علی‌اصغرش

آخر شهید شد اون آقا
رفت آسمون پیش خدا

دشمنای دین خدا
اون آدمای بی‌حیا

بچه‌ها رو، زدن کتک
هیچکی نیومد به کمک

کردن اسیر زود اونا رو
همه‌ی زن و بچه‌ها رو

شهید شدن برای کی؟
اسیر شدن برای چی؟

شهید شدن مسلمونا
تشنه تو دشت کربلا

تا قدر دین رو بدونیم
همه‌ی مسلمون بمونیم

علی عباسی

سینه می زند بابا
توی کوچه‌مان امشب

بسته روی پیشانی
یک نوارِ «یا زینب»

فرشِ کوچکی را هم
او به کوچه آورده

شمع و شربت و پرچم
نذرِ بچه‌ها کرده

سینه می‌زنم من هم
با شعار یا «زهرا»

اسم دسته ما هست:
دخترانِ عاشورا

مهری ماهوتی

برای علی‌اصغر حسین «ع»
کودکی که پر کشید و رفت
خالی است جای کوچکش
خاک کربلا همیشه ماند
تشنه‌ی صدای کوچکش
داشت غربتی همیشگی
چشم آشنای کوچکش
توی ذهن کربلا هنوز
مانده ردّ پای کوچکش
حرف‌های‌ او بزرگ بود
مثل دست‌های‌ کوچکش
ناخدای قلب‌های‌ ماست
قلب باخدای کوچکش

یحیی علوی فرد

چشم کبوتر

خیس است از غم

زیرا رسیده ماه محرم

او نیز، چون من

اندوه دارد

بر شانه از درد

یک کوه دارد

پر می‌زند باز

تا کربلایت

پیغامی از من

دارد برایت

یک قلب کوچک

در سینه دارد

قلبی شبیه

آیینه دارد

در قلب او هست

یک نام زیبا

آن نام زیبا

مولاست، مولا

حمید هنرجو

هدف از کلاسداری، اثرگذاری مطلوب در حوزه عقاید، اخلاق، احکام و … می باشد. شما با مراجعه به پیوست می توانید برخی از آداب کلاسداری را دریافت فرمایید تا به یادگیری بهتر و ارتقاء معلومات فراگیرنتان کمک کنید.

موفق باشید.

پیوستاندازه
PDF icon نکات کلاسداری821.29 کیلوبایت
PDF icon مجموعه شعر كاروان كربلا881.28 کیلوبایت